دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧٣ - ١٠/ ٣ ٥ گزاردن امانت
بندگان، همگانى كرده است و آن را چون حريمى استوار ساخته، تا در سايهاش بيارامند و بدان پناه بَرَند. پس در پيمان، خيانت، فريب و مكر، راه ندارد.
و پيمانى مبند كه در آن براى بهانهتراشى جايى گذارى، و پس از استوارى عهد و پيمان، براى بر هم زدن آن، به عبارتهاى دو پهلو تكيه مكن؛ و مبادا سختى پيمانى كه بر عهدهات افتاده، تو را وا دارد كه بهناحق، آن را بر هم زنى؛ چرا كه شكيبايى در كار دشوارى در آن، كه اميد به گشايش دارى و پايان نيكويش را انتظار مىكشى، بهتر است از پيمانشكنىاى كه از پيامدهايش هراس دارى؛ و [بپرهيز] از اينكه خداوند، تو را بازخواست كند و در دنيا و آخرت نتوانى درخواست بخشش كنى.
١٠/ ٣ ـ ٥
گزاردن امانت
١٩٢٢. امام على ٧: امانت را به آنكه شما را امين شمُرَد، بازگردانيد؛ گرچه قاتلان فرزندان پيامبران باشند.
١٩٢٣. امام على ٧: بر آنكه تو را امين شمُرَد، خيانت مكن، گرچه به تو خيانت ورزد؛ و رازش را فاش مساز، گرچه خود، آن را فاش سازد.
١٩٢٤. امام على ٧ از نامه او به اشعث بن قيس: به درستى كه كارى كه بر عهده توست، لقمهاى نيست براى تو؛ بلكه امانتى است بر گردنت و تو در نظارت بالا دستانت قرار دارى.
١٩٢٥. امام على ٧ از نامهاش به يكى از مأموران ماليات: آنكه آشكار و نهانش و كردار و گفتارش دو گونه نباشد، امانت را گزارده و عبادت را خالص، به جاى آورده است و او را فرمان دهم كه [زيردستان را] نرنجاند و بدانان، بهتان نزند و به سبب امير