دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٣ - ٥/ ١٠ تقسيم برابر ثروتهاى عمومى
١٥١٢. فضائل الصحابة، ابن حنبل به نقل از فضالة بن عبدالملك، از كريمه، دختر همام طابيه: على ٧ در كوفه، جامههاى سرخ را ميان ما تقسيم مىكرد. فضاله گويد: آن را بر دادگرى او حمل كرديم.
١٥١٣. المناقب، ابن شهر آشوب به نقل از حكيم بن اوس: على ٧ ظرفهاى عسل را به سوى ما مىفرستاد و ميان ما تقسيم مىشد. آنگاه دستور مىداد تا ظرفها ليسيده شود. و چند بار ميوه برايش آوردند. دستور داد آنها را بفروشند و پولش را در بيت المال بگذارند.
١٥١٤. تاريخ دمشق به نقل از كليب: مالى را از اصفهان براى على ٧ آوردند. آنها را به هفت قسمت، تقسيم كرد و در ميان آنها نانى يافت. آن را نيز هفت قسمت كرد و براى هر سهمى از مالها، تكّه نانى قرار داد. آنگاه، بزرگان تيرهها را فرا خواند و ميان آنان، قرعه زد كه سهم كدام يك را نخست بدهد.
١٥١٥. الغارات به نقل از كليب جرمى: نزد على ٧ بودم كه برايش اموالى از كوهستان آمد. او به پا خاست و ما نيز به همراهش برخاستيم تا به خَرَكچىها[١] و شترداران رسيديم. مردم، گِردش جمع شدند و اطرافش ازدحام كردند. سپس، ريسمانى را برداشت و آنها را به يكديگر گره زد و آن را گرداگردِ اموال چرخانيد و فرمود: «اجازه نمىدهم كسى از اين ريسمان، عبور كند».
پشت ريسمان نشستيم. على ٧، از ريسمان گذشت و فرمود: «بزرگانِ هفت تيره كجايند؟».
[١]. در حاشيه كتاب الغارات نوشته شده است: به حسب ظاهر، عبارت اصلى« خر بندهجن» و« جمّالين» بوده است.« خر بندهجن»، كلمهاى فارسى است مركّب از« خر» و« بندگان»، به معناى صاحب الاغ و اجاره دهنده و كرايه دهنده آن.« خر بندهجن»، معرّب« خر بندگان» است.