دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٧٥ - ٣/ ٦ برنامهريزى ناكثين براى پيكار
عامر، حاكمى بركنار شده بود كه جيبهايش را از دينار و درهم بيت المال، پُر كرده بود و همين طور، يعلى بن منيه. بدين ترتيب، قدرتطلبى، رفاهجويى و هوا و هوسها با فتنهاى كورْ به هم آميختند و از دل آنها، «پيكار جمل» بيرون آمد.
اين گروه، پس از بررسىهاى فراوان، بصره را برگزيدند؛ زيرا از يك سو به معاويه اطمينان نداشتند تا به سوى شام روند و از سوى ديگر، به دنبال مكانى بودند كه همزمان، پايگاه نظامى نيز باشد و هيچ شهرى جز كوفه و بصره، اين ويژگى را نداشت.
آنان به جهت تمايل كوفيان به امام على ٧ و تمايل بصريان به عثمان، بصره را برگزيدند؛ افزون بر آن كه ابن عامر، در بصره نفوذ داشت؛ زيرا وى زمانى حاكم آن ديار بود و اين، همان چيزى بود كه آنان را براى گِردآوردن مردم و دستيابى به آگاهىهاى لازمى كه در جنگ مفيد مىافتاد، كمك مىكرد.
٢١١١. الإمامة والسياسة: زبير گفت: شام، [جهت جنگ، مناسبتر است؛ زيرا] مردان جنگى و ثروت بسيار دارد و معاويه بر آن حكومت مىكند كه پسرعموى عثمان است و هرگاه اجتماع كنيم، ما را بر او (على ٧) مسلّط مىگردانَد.
عبد اللّه بن عامر گفت: بصره [مناسبتر است]. اگر بر على پيروز گشتيد، شام هم از آنِ شماست و اگر على بر شما پيروز گشت، معاويه سپر شماست، و اين هم نامههاى بصريان است كه براى من فرستادهاند.
يعلى بن منيه كه فردى زيرك بود گفت: اى دو بزرگوار! پيش از عزيمت، كار را بسنجيد. معاويه پيش از شما در شام بوده است و در آن جا اجتماع و اتّحاد است و شما فردا با پراكندگى بدان جا مىرويد. او عموزاده عثمان است و شما چنين نسبتى [با عثمان] نداريد. اگر شما را از شام بيرون رانَد يا بگويد: «كار را به شورا مىگذارم»، شما چه مىكنيد؟ آيا با او پيكار مىكنيد يا كار خلافت را به شورا وا مىگذاريد و از شامْ بيرون مىرويد؟ زشتتر آن كه شما سراغ مردى مىرويد كه از پيش، حكومت در دستش بوده و شما مىخواهيد او را از آن منصبْ بيرون سازيد.
گفتند: پس كجا برويم؟