دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٧٣ - ٣/ ٦ برنامهريزى ناكثين براى پيكار
خداى خود، پناه مىبرم و هرگز خونخواهى عثمان را رها نخواهم كرد.
به خدا سوگند، با على جز با اكراهْ بيعت نكردم. نابخردان مصرى و عراقى، اطراف او را گرفته بودند و شمشيرهاى خود را كشيده بودند و مردم را مىترساندند تا آن كه مردم با على بيعت كردند![١]
عبد اللّه بن ابى ربيعه كه كارگزار عثمان در صنعا بود، با رانى شكسته به مكّه آمد. واقدى، سبب آن را چنين روايت كرده است:
چون خبر محاصره شدن عثمان توسط مردم به وى رسيد، به سرعت براى يارى عثمان به سوى او شتافت. صفوان بن اميّه كه بر اسبى سوار بود، او را ديد. عبد اللّه بن ابى ربيعه بر استرى سوار بود. اسبِ صفوان به استرِ عبد اللّه نزديك شد استر، منحرف شد و عبد اللّه را به زمين زد و رانش شكست. سپس [در همان جا] خبر يافت كه عثمان، كشته شده است. از اين رو، بعد از ظهر، به سوى مكّه روانه شد. آن روز، عايشه را در مكّه ديد كه مردم را براى قيام به خونخواهى عثمان، فرا مىخواند.
عبد اللّه دستور داد برايش تختى فراهم آوردند و در مسجد الحرام نهادند. پس به آن جا منتقل شد و بر تخت، نهاده شد. او به مردم گفت: هركس براى خونخواهى عثمان بيرون رود، ساز و برگش را من فراهم مىسازم. از اين رو، گروه بسيارى را آماده ساخت؛ ولى خود به سبب شكستگى رانش نتوانست با آنان حركت كند.
٣/ ٦
برنامهريزى ناكثين براى پيكار
اساسِ شوراى ناكثين، جاى درنگ دارد. آنان جهت برنامهريزى براى رويارويى با امير مؤمنان در مكّه اجتماع كردند. طلحه، زبير، عايشه، مروان بن حكم، يعلى بن منيه، عبد اللّه بن عامر، عبد اللّه بن زبير و افرادى از اين دست، نشستند تا محلّ جنگ را معيّن سازند و نقشه جنگ و راههاى رويايى را طرّاحى كنند.
هريك از اينها ويژگىهاى خود را داشتند. طلحه و زبير، شيفته قدرت بودند و در سر، هواى رياست و خلافت داشتند. مروان، مردى فريبكار، وسوسهگر و به دور از ديانت بود. عبد اللّه بن
[١]. بر خلاف اين سخن زبير، مردم در بيعت با على ٧ از آزادى كامل برخوردار بودند. براى آگاهى بيشتر، ر. ك: ج ٣ ص ٤٧٩( فصل يكم: بيعت نور/ نخستين كسى كه بيعت كرد) و ص ٤٨٥( روى آوردن مردم براى بيعت).