دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٩ - ٣/ ١٥ پيوند درشتى و نرمى
١٤١٦. امام على ٧ از سخنرانى وى كه در آن، برخوردش را با عقيل بيان مىكرد، هنگامى كه او از بيت المال، تقاضاى مال داشت: و شگفتتر از آن، اينكه شبْ هنگام، كسى با ما ديدار كرد و ظرفى سرپوشيده آورد، با معجونى. چنان آن را ناخوش دانستم كه گويى آب دهانِ مار بدان آميخته، يا از دهانى بيرون ريخته. گفتم: صله است؟ يا زكات؟ يا صدقه؟ كه گرفتن اينها بر ما حرام است.
گفت: نه اين است و نه آن؛ بلكه ارمغان است.
گفتم: مادرت بر تو بگريد! آمدهاى مرا از دين خدا بگردانى؟! آيا خِرَدْ آشفتهاى يا ديوانهاى يا هذيان مىگويى؟
به خدا اگر هفت اقليم را با آنچه زير آسمانهاست، به من دهند، تا خدا را نافرمانى نمايم و پوست جوى را از مورچهاى به ناروا بربايم، چنين نخواهم كرد. به درستى كه دنياى شما نزد من خوارتر است از برگى در دهان ملخى كهآنرا مىخايد و طعمه خود مىنمايد. علىرا با نعمتهاى زودگذر و خوشىهاىناپايدار چهكار؟! پناه مىبريم بهخدا از خفتن عقل و زشتى لغزشها، و از او يارى مىخواهيم.
٣/ ١٥
پيوند درشتى و نرمى
١٤١٧. امام على ٧ در نامهاش به يكى از كارگزارانش: پس از حمد و سپاس خداوند؛ دهقانان شهر تو به سبب درشتى، سختى، ستم و تحقير كردنهاى تو [نسبت به ايشان]، از تو شكايت دارند. من در كارشان نگريستم. آنان را به خاطر شركشان شايسته اين نيافتم كه نزديك شوند، و نيز به خاطر پيمانشان [و بودنشان در پناه اسلام]، شايسته نيست كه رانده شوند يا بر آنان جفا شود. پس درباره آنان، درشتى ونرمى را درهمآميز وميان درشتى و مهربانى با آنان، در چرخش باش، و ميان تقريب و نزديك كردن و دور كردن و راندن، جمع كن، إن شاء اللّه![١]
١٤١٨. تاريخ اليعقوبى: على ٧ به عمر بن مسلمه ارحبى نوشت: پس از حمد و سپاس خداوند؛
[١]. در كتاب أنساب الأشراف آمده كه اين نامه را براى عمرو بن سلمه نوشت و در آن به جاى« پس درباره آنان درشتى و نرمى را در هم آميز ...» آمده است:« بدون آن كه مورد ستم قرار گيرند و پيمانشان شكسته شود؛ ليكن خراج بپردازند و براى حفظ آنان نبرد بيش از توانشان از آنان ستانده نشود، بدين مطلب تو را فرمان دادم و خداوند، كمك كار است. والسلام!»( أنساب الأشراف: ج ٢ ص ٣٩٠).