دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥ - ٣/ ٧ به كار نگرفتن خائنان و ناتوانان
آخرت، از او بيزار است.
١٣٨٣. امام على ٧ در توصيف پيشواى حق: مىدانيد كه شايسته نيست بخيل، بر ناموس، جانها، غنيمتها، احكام و پيشوايىِ مسلمانان، ولايت يابد تا در مالهاى آنان، حريص گردد؛ و نه نادان، تا به نادانى خويش، مسلمانان را به گمراهى بَرَد؛ و نه ستمكار، تا به ستم، عطاى آنان را بِبُرد؛ و نه بىعدالت در تقسيم مال، تا به گروهى ببخشد و گروهى را محروم سازد؛ و نه آنكه به خاطرِ حكم كردن، رشوه ستانَد، تا حقوق را پايمال كند و آن را چنانكه بايد، نرساند؛ و نه آنكه سنّت را ضايع سازد و امّت را به هلاكت در اندازد.
١٣٨٤. امام على ٧ از حكمتهاى منسوب به ايشان: آنكه نزديكانش فاسد شوند، مانند كسى است كه آب در گلويش گير كند [و راه علاجى نيابد]؛ چرا كه هرچه در گلو گير كند، با آبْ برطرف شود.
١٣٨٥. امام على ٧: آفتِ كارها، ناتوانى كارگزاران است.
١٣٨٦. امام على ٧: در كارهايت، بر تنبلها تكيه مكن.
١٣٨٧. امام على ٧: آن كه دستيارش به او خيانت ورزد، مديريتش نافرجام گردد.
١٣٨٨. امام على ٧: دروغگويى سفيران، تباهى به بار آورَد، مقصود را از بين بَرَد، دورانديشى را برهم زند، و تصميم را بشكند.[١]
[١]. ممكن است به انديشه برخى خطور كند كه چرا امام على ٧ كه خود بر گزينش كارگزاران صادق تأكيد مىورزيد و از به كار گرفتن ناتوانان و خيانتپيشگان بر حذر مىداشت، كارگزاران و فرماندارانى غير صالح را به كار گرفت و كسانى چون زياد بن ابيه، منذر بن جارود، نعمان بن عجلان و ... را كه خيانتپيشه بودند و عبيد اللّه بن عباس و ابو ايوب و ديگران را كه ناتوان بودند، به كار گمارد؟ و از سوى ديگر، چرا مردى ديندار و با كفايت چون قيس بن سعد را كنار نهاد و محمّد بن ابى بكر را كه جوانى بى تجربه بود، بر جايش نشاند؟ پاسخ پرسش نخست، در درآمد بخش شانزدهم داده شده و پاسخ پرسش دوم نيز در همان بخش در ضمن سيره قيس بن سعد، آمده است.