دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥٥ - ٦/ ١ زنده نگهداشتن دين
٢٠٣٣. امام زين العابدين ٧: بندِ كفش پيامبر خدا پاره شد. آن را به على ٧ داد تا تعمير كند. سپس با يك [لنگه] كفش به اندازه فاصله پرتاب يك تير يا چيزى نزديك به آن، راه رفت و سپس روى به يارانش كرد و فرمود: «در ميان شما كسى است كه براى تأويل مىجنگد، چنان كه به همراه من بر سرِ تنزيل جنگيد».
ابو بكر گفت: اى پيامبر خدا! آيا آن شخصْ منم؟
فرمود: «نه».
سپس عمر گفت: اى پيامبر خدا! آيا منم؟
فرمود: «نه».
مردم [از سخن گفتن] خوددارى كردند و يكديگر را نگاه كردند.
آن گاه پيامبر خدا فرمود: «ولى آن [كه براى تأويل مىجنگد]، وصله كننده كفش است» و به سوى على بن ابى طالب ٧ اشاره كرد و افزود: «به درستى كه اوست جنگ كننده بر تأويل، آن گاه كه سنّت من رها شود و كنار نهاده شود و [مقاصد واقعى] كتاب خدا را تحريف كنند و كسانى كه صلاحيت ندارند، درباره دينْ سخن گويند و على، براى زنده نگه داشتن دين خداوند عز و جل با آنان مىجنگد».
٢٠٣٤. امام باقر ٧: على ٧ برفراز منبر بود كه مردى به سوى او آمد و گفت: اى امير مؤمنان! آيا به من اجازه مىدهى درباره آنچه از عمّار بن ياسر شنيدم كه او از پيامبر خدا روايت مىكرد، سخن گويم؟
[امام على ٧] فرمود: «از خداوند، پروا كنيد و به عمّار، چيزى جز آنچه را گفته، نسبت مَدهيد» و اين را سه بار تكرار كرد. سپس به آن مرد فرمود: «بگو».
مرد گفت: از عمّار شنيدم كه مىگفت: شنيدم كه پيامبر خدا مىفرمود: «من براى تنزيل مىجنگم و على، براى تأويل خواهد جنگيد».
[امام على ٧] فرمود: «به پروردگار كعبه سوگند كه عمّار، درست گفت! به درستى كه آن [تأويل قرآن] در هزار كلمه نزد من است كه در پىِ هر كلمه، هزار كلمه است».
٢٠٣٥. المناقب، خوارزمى به نقل از ابوذر غِفارى: همراه پيامبر خدا در گورستان