دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠١ - ٦/ ٦ ارتباط مستقيم با مردم
[در تحف العقول اين زيادى وجود دارد:] اين جايگاه را به سود يا زيان خود، بشناس، تا بينايىات در كار نيك، بالا رود و خوشابتلايىات نزد عامّه افزون گردد، علاوه بر آنچه خداوند، بدين سبب در قيامت برايت مهيّا سازد.
١٥٩٥. امام على ٧ از نامهاش به ابن عبّاس در زمانى كه كارگزار او در بصره بود: بدان كه بصره، جاى فرود شيطان و محل رويش فتنههاست. پس با مردمان آن گفتگو كن با نيكى كردن به آنها، و گِرِه بيم را از دلشان بِگُشا.
٦/ ٦
ارتباط مستقيم با مردم
١٥٩٦. امام على ٧ در سفارشنامهاش به مالك اشتر: براى نيازمندان، ساعتى را بگذار كه خود شخصاً بدان بپردازى و درنشستى عمومى با آنان بنشينى، و براى خدايى كه تو را آفريد، فروتنى كنى؛ و نگهبان و دربان را كنار گذار، تا آنكه سخن مىگويد، بىواهمه و بدون دلهره سخن گويد. به درستى كه شنيدم پيامبر خدا بارها مىفرمود: «هيچ امّتى پاك شمرده نشود كه در آن، حق ناتوان از توانا، بدون دلهره ستانده نمىشود» ...
نيز بخشى از كارهاست كه خود بايد آن را انجام دهى: يكى پاسخگويى به كارگزاران، آنجا كه كاتبان درمانده شوند؛ ديگرى برآوردن نيازهاى مردم در همان روز كه بر تو عرضه شود و يارانت در انجام دادن آن كُندى كنند ...
پنهان بودنت از شهروندان، طولانى نگردد؛ چرا كه پنهان بودنزمامداران از شهروندان، شاخهاى از كماطّلاعى و تَنگ خويى است، و پنهان شدن از شهروندان، زمامداران را از دانستن آنچه از آنان پوشيده است، باز دارد. پس كار بزرگْ نزد آنان، خُرد به شمار آيد و كار خُرد، بزرگ نمايد؛ زيبا، زشت شود و زشت، زيبا گردد.
١٥٩٧. امام على ٧ از نامهاش به قثم بن عباس، كارگزارش در مكّه: و به سوى مردم،