دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٥ - ٣/ ١٣ كيفر دادن كارگزاران خيانتپيشه
«به نام خداوند بخشنده مهربان! در حقيقت، شما را از جانب پروردگارتان بُرهانى روشن آمده است. پس پيمانه و ترازو را تمام نهيد، و اموال مردم را كم مدهيد و در زمين، پس از اصلاح آن، فساد مكنيد. اين [رهنمودها] اگر مؤمنيد، براى شما بهتر است». هنگامى كه نامهام را خواندى، كارهايى را كه در دست توست، سامان ده تا كسى را روانه كنيم از تو باز ستاند. والسلام!».
آنگاه اين نامه را به من داد و آن را آوردم و به فرماندارش سپردم و او بركنار شد.
معاويه گفت: آنچه مىخواهد برايش بنويسيد. او را به شهر خود بازگردانيد كه شكايتى نداشته باشد.
٣/ ١٣
كيفر دادن كارگزاران خيانتپيشه
١٤١٢. امام على ٧ هنگامى كه آن حضرت، خيانت ابن هَرمَه، مأمور بازار اهواز را دريافت، به رفاعه چنين نوشت: هنگامى كه نامهام را خواندى، ابن هرمه را از بازار، بركنار كن و او را به خاطر [حقوق] مردم از كار، باز دار و سپس زندانى نما و خبر آن را اعلان عمومى كن و به كارگزارانت بنويس و نظرم را به آنان ابلاغ نما. درباره ابن هرمه، غفلت يا كوتاهى نكنى كه نزد خداوند، هلاك شوى و من هم به بدترين شيوه بركنارت خواهم كرد كه از اين كار، تو را به خدا پناه مىدهم.
هنگامى كه جمعه شد، او را از زندان بيرون آر و ٣٥ تازيانه بر او بزن و در بازارها بچرخان. اگر كسى از او شكايت كرد و شاهد آورد، او را به همراه شاهدش سوگند ده و از درآمد ابن هرمه، طلبى را كه شاهد آورده، به او بپرداز. فرمان ده تا او را با خوارى و زشتى و فرياد كشيدن بر سرش، به زندان ببرند، با طنابى پاهايش را ببند و وقت نماز او را بيرون آور. اگر كسى برايش غذا، آشاميدنى، لباس و زير اندازى آورد، مانع مشو. مگذار كسى بر او وارد شود تا به او چارهاى تلقين كند يا به آزادى اميدوارش سازد. اگر برايت روشن شد كه كسى مطلبى را به او القا كرده كه به مسلمانى زيان مىرساند، او را با تازيانه تأديب نما و زندانى كن تا توبه نمايد.