دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢١ - فصل چهارم نفرين فرستادن پيامبر بر فريبخوردگان
فصل چهارم
نفرين فرستادن پيامبر بر فريبخوردگان
٢٠٠٥. امام على ٧: سوگند به آن كه مرا كه چيزى نبودم آفريد، به راستى آگاهان از ياران محمّد ٦ مىدانند كه ناكثين، قاسطين و مارقين، از زبان پيامبر درس ناخوانده نفرين شدهاند. «و هر كه دروغ بندد، ناكام گردد».
٢٠٠٦. امام على ٧: به راستى كه آگاهان از ياران محمّد ٦ مىدانند كه خداوند، اهل صفّين را از زبان پيامبرش نفرين كرده است، «و هر كه دروغ بندد، ناكام گردد».
٢٠٠٧. الاحتجاج: مردى از بصريان نزد على بن حسين ٨ آمد و گفت: اى على بن حسين! به درستى كه جدّ تو، على بن ابى طالب، مؤمنان را كشت!
على بن حسين ٨ آن قدر گريست كه دستش از اشك پُر شد و بر سنگ ريزهها ريخت. آن گاه فرمود: «اى برادر بصرى! نه به خدا سوگند! على ٧ نه مؤمنى را كُشت و نه مسلمانى را؛ ولى آنان اسلام نياوردند، [بلكه] تسليم شدند و كفرشان را پنهان كردند و اظهار اسلام نمودند و آن گاه كه بر كفر خود ياورانى يافتند، آن را اظهار داشتند و هر آينه، آن زن شترسوار (عايشه) و آگاهان از آل محمّد ٦ مىدانند