دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣١ - ٥/ ١٠ تقسيم برابر ثروتهاى عمومى
زنِ عرب گفت: اى امير مؤمنان! من زنى عربم و اين زن، غير عرب است.
على ٧ فرمود: به خدا سوگند، من براى فرزندان اسماعيل، برترىاى بر فرزندان اسحاق در اين غنيمتها نمىبينم.
١٥٠٩. أنساب الأشراف به نقل از حارث: نزد على ٧ بودم كه دو زن، نزد او آمدند و گفتند: اى امير مؤمنان! ما نيازمند و تهىدستيم.
فرمود: «اگر راستگو باشيد، حقوق شما بر ما و بر همه مسلمانانِ توانمند، واجب است».
آنگاه به مردى دستور داد: «به همراه اين دو زن، به بازارِ ما روانه شو و براى هريك، پيمانهاى غذا و سه لباس (جامه، چارقد و چادر) خريدارى كن و به هريك، از تقسيمى من، صد درهم عطا كن».
وقتى بازگشتند، يكى از آنان، از صورتش نقاب برداشت و گفت: اى امير مؤمنان! مرا برترى ده بدانچه خداوند، تو را بدان، برترى و شرف داده است.
فرمود: «خداوند، مرا به چه چيزى برترى و شرف داده است؟».
گفت: به پيامبر خدا.
فرمود: «راست گفتى. تو كيستى؟».
گفت من، زنى عرب هستم و اين زن، از غير عرب است.
[حارث] گويد: چيزى را از زمين برگرفت و سپس فرمود: «آنچه را ميان دو لوح بود، مطالعه كردم. در آن، فضيلتى براى فرزندان اسماعيل بر فرزندان اسحاق نيافتم، ولو به اندازه بالِ پشهاى».
١٥١٠. أنساب الأشراف به نقل از مصعب: على ٧، همه چيز را ميان ما تقسيم مىكرد، حتى عطرها را ميان زنان ما قسمت مىنمود.
١٥١١. أنساب الأشراف به نقل از حارث: شنيدم كه على ٧ در سخنرانىاش مىفرمود: دستور داديم تا به زنان مهاجر، جامههاى سرخ و سوزن [بخشند]». [حارث] گويد: سوزنها را از گروهى يهودى به عنوان جزيه ستانده بود.