دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١٧ - د پرهيزاندن از گريز
و نشانه مردم شام، تكّه پارچهاى زرد رنگ بود كه بر سر و روى شانهها نهاده بودند و شعار آنان: «ما بندگان خداييم، حقيقتاً حقيقتاً، اى خونخواهان عثمان!» بود.
ج تلقين پيروزى
١٧٧٤. الجمل به نقل از عمرو بن دينار: امير مؤمنان به فرزندش محمد فرمود: «پرچم را بگير و حركت كن» و على ٧ پشت سرِ او بود. پس [على ٧] او را صدا كرد: «اى ابو القاسم!».
گفت: بله، اى پدر!
فرمود: «فرزندم! آنچه مىبينى، تو را به وحشت نيندازد. من در حالى كه كوچكتر از تو بودم، پرچم را بر دوش مىكشيدم، ولى دشمن، مرا به وحشت نينداخت؛ چرا كه با كسى رو به رو نشدم، جز آنكه به خود تلقين مىكردم كه او را مىكشم. پس به كمك خداوند، به خود، تلقين كن كه بر آنان پيروز مىشوى، و كم اعتمادى به خود، تو را ناتوان نسازد كه اين، بدترين درماندگى است».
[محمّد] گويد كه گفتم: اى پدر! اميدوارم چنان باشم كه شما دوست مىدارى. إن شاء اللّه!
د پرهيزاندن از گريز
١٧٧٥. امام على ٧: گريختناز پيكار، از گناهان بزرگ است.
١٧٧٦. امام على ٧: گريختن، يكى از خوارىهاست.
١٧٧٧. امام على ٧: پى در پى يورش بريد و از گريختن، شرم كنيد، كه ننگى است در نسلها و آتشى است در روز رستاخيز.
خود را خرّم و شادمان داريد و با آسانى و سبُكْجانى به سوى مرگْ گام برداريد.
١٧٧٨. امام على ٧: فرار كننده بايد بداند كه پروردگارش را به خشم آورده و هلاك كننده خويش است. به درستى كه در فرار، دشمنى خداوند، خوارى هميشگى، ننگ جاودان و زندگى ناخوشايند است، و فراركننده، زياد كننده عمر خويشنيست و ميان او و روزى كه براى مرگش مقدّر شده، فاصلهنشود و خداوند را خشنود نكند. مردن آدمى به راستى و