دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦١ - ١٠/ ٢ ٤ خودكامگى
شود، و جدايى، سستى آورد، و سستى، سبب خوارى گردد، و خوارى، دولت را نابود سازد و نعمتها را از ميان بِبَرد.
١٨٨٩. امام على ٧ در سفارشنامهاش به مالك اشتر: همچنين زمامدار را نزديكان و خويشاوندانى است كه خوى استبداد و گردنفرازى و كمىِ انصاف در معاملهها دارند. ريشه آن را با بُريدن اسباب آن، درآور و به هيچ يك از اطرافيان و خويشاوندانت زمينى را به بخشش وا مگذار، و مبادا در تو طمع كنند با بستن پيمانى كه همسايگان را زيان برساند در بهره آب، يا كارى مشترك كه رنج آن را بر عهده ديگران نهند. پس گوارايىاش براى آنان باشد نه تو و عيب آن در دنيا و آخرت، بر تو مانَد.
وحق را از آنِ هر كه باشد، بر عهده دار، نزديك يا دور، و در اين باره، شكيبا باش و اين شكيبايى را به حساب خداوند بگذار، هر چند اين رفتار، با خويشاوندان و اطرافيانت باشد، و عاقبت آن را در نظر بگير با دشوارىهايى كه برايت آورَد؛ چرا كه پايان آن، پسنديده است.
١٨٩٠. امام على ٧ در سفارشنامهاش به مالك اشتر: بپرهيز از خودكامگى در آنچه مردم، در آن يكساناند؛ و بپرهيز از غفلت در آنچه بدان توجّه شود، از آنچه در ديدهها نمايان است؛ چرا كه آنچه به ناروا گرفته باشى، به ديگران برگردد و به زودى، پرده كارها از پيش ديدهات برداشته شود و داد ستمديده را از تو بستانند.
١٨٩١. امام على ٧ درباره عثمان: در كوتاه سخن، روش او را براى شما بگويم: او به استبداد و خودكامگى فرمان مىرانْد و اين، سبب تباهى كارها شد. و شما بىتابى كرديد و آن هم ناستوده بود. و خداوند را حكمى است كه واقع شود بر خودكامه و ناشكيبا.