دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٣ - ٥/ ٧ جلوگيرى از احتكار
فرمود: «بگذار همان طور باشد؛ چرا كه زندگى زودتر از اين، به سر آيد».
١٤٧٨. تاريخ الطبرى به نقل از يزيد بن عدى بن عثمان: على ٧ را ديدم كه از [محلّه] همْدان مىگذشت. دو گروه را ديد كه با هم مىجنگيدند. آنها را از هم جدا كرد و از آنجا رد شد كه صدايى شنيد: شما را به خدا، به دادم برسيد!
به سرعت به سوى او حركت كرد، [به طورى] كه صداى كفشهايش را شنيدم، و مىفرمود: «فريادرس آمد».
در اين هنگام، به مردى رسيد كه مردى را چسبيده بود [و رها نمىكرد]. سپس گفت: اى امير مؤمنان! من به اين مرد، لباسى را به نُه درهم فروختم و با او شرط كردم كه درهم معيوب و شكسته به من ندهد (اين، قرار آن روزشان بود). [اينك] اين درهم اوست كه آوردهام تا برايم تعويض كند؛ ولى امتناع ورزيد. به او چسبيدم كه مرا سيلى زد.
على ٧ فرمود: «آن را تعويض كن».
سپس فرمود: «بيّنه تو بر سيلى خوردن چيست؟».
مرد، بيّنه آورد. پس مرد را نشانيد و فرمود: «از او قصاص بگير».
مرد گفت: اى امير مؤمنان! او را بخشيدم.
فرمود: «خواستم در مورد حقّ تو احتياط كنم». آنگاه، مرد را نُه تازيانه زد و فرمود: «اين، حقّ حاكم است».
٥/ ٧
جلوگيرى از احتكار
١٤٧٩. امام على ٧ از نامهاش به رفاعه: از احتكار، بازدار، و آنكس را كه احتكار كند، تأديب كن، و با آشكار ساختن آنچه احتكار شده، او را كيفر ده.
١٤٨٠. امام على ٧ در سفارشنامهاش به مالك اشتر: در حق بازرگانان و پيشهوران،