دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤١ - ٥/ ٤ حرص
فرمود: «پس كدام كارِ مرا خوش نمىداريد كه به مخالفت با من برخاستيد؟».
گفتند: اين كه تو با روش عمر بن خطّاب در تقسيم [بيت المال]، مخالفت ورزيدى و سهم ما را از ثروتهاى عمومى كم ساختى و بهره ما را در اسلام، از آنچه خداوند به واسطه شمشيرهاى ما غنيمت قرار داد، مانند ديگران قرار دادى؛ ديگرانى كه خودْ [روزى] جزوِ غنيمتهاى ما بودند و ميان ما و آنان به يك سانْ رفتار كردى.
٢٠٢٥. الجمل: طلحه و زبير به سوى امير مؤمنان رفتند. طلحه، حكومت عراق را درخواست كرد و زبير، حكومت شام را. على ٧ هيچ يك از خواستههاى آنان را نپذيرفت. آن دو خشمگينانه بازگشتند و نظر وى را كه پيش از آن گمان مىبردند، فهميدند. دو يا سه روز از او كناره گرفتند. پس نزد او رفتند و تقاضاى ملاقات كردند. على ٧ به آنان اذن داد. او (على ٧) در بالاخانه خود بود. آن دو بالا رفتند و در حضور او نشستند و گفتند: اى اميرمؤمنان! شرايط زمانه را مىدانى و از گرفتارى ما باخبرى. نزد تو آمدهايم تا چيزى به ما ببخشى تا به اوضاعمان سر و سامان دهيم و بتوانيم حقوقى را كه بر گردن داريم، ادا كنيم.
على ٧ فرمود: «شما از آنچه كه من در منطقه يَنْبُع[١] دارم، باخبريد. اگر مىخواهيد، مقدارى كه ممكن است براى شما بنويسم».
گفتند: ما نيازى به ثروت [شخصى] تو در ينبع نداريم.
على ٧ فرمود: «پس چه كنم؟».
گفتند: از بيت المال به ما مقدارى اختصاص ده كه زندگى ما را كفايت كند.
امير مؤمنان ٧ فرمود: سبحان اللّه! من چه اختيارى در بيت المال دارم؟ بيتالمال، از آنِ مسلمانان است و من، تنها خزانهدار و امين آنانم. اگر مايل باشيد، بر منبر مىروم و خواسته شما را از مردم مىپرسم. اگر اجازه دادند، انجام مىدهم. من چه اختيارى نسبت بدان دارم؟ اين براى تمام مسلمانان است، چه اين جا باشند چه نباشند؛ ليكن من عذر خود را به شما گفتم».
[١]. شهركى در نزديكى مدينه كه داراى چشمهها و آبادانى و دژهاست( تقويم البلدان: ص ٨٩).