دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩١ - ٦/ ٢ پايبندى به حقوق
فرمود: «نه».
آنگاهداستانش را براى على ٧ تعريف كرد. على ٧ زنش را به وى باز گردانْد و زن، حامله بود. [از اينرو] زن را نزد كسى كه بدو اطمينان داشت، گذارْد تا وضعِ حمل كرد و فرزند را به عِكرمه داد و زن را به عبيد اللّه بازگرداند.
عبيداللّه به شام بازگشت و در آنجا ماند تا على ٧ كشته شد.
١٥٧٩. تاريخ اليعقوبى به نقل از زهرى: روزى بر عمر بن عبدالعزيز وارد شدم. در هنگامى كه نزد او بودم، نامهاى از سوى يكى از كارگزارانش آمد كه شهر آنان، به بازسازى نياز دارد.
[زهرى گويد] به عمر گفتم: يكى از كارگزاران على بن ابى طالب ٧، چنين نامهاى برايش نوشت و او در جواب نگاشت: «پس از حمد و سپاس خدا؛ شهر را در دژِ عدالت قرار ده و راههايش را از ستم، پاك كن».
عمر نيز همين جواب را براى كارگزارش نوشت.
ر. ك: ج ٣ ص ٤٧٥ (انگيزههاى امام براى پذيرش حكومت).
٦/ ٢
پايبندى به حقوق
١٥٨٠. امام على ٧ در صفّين: پس از حمد و سپاس خداوند؛ همانا خدا بر شما براى من، حقّى نهاد، به واسطه حكمرانى بر شما، و شما را نيز حقّى است بر من، همانند حقّ من بر شما. پس حق، گستردهترين چيزها در وصف كردن، و تنگترين آنهاست در اجرا كردن.
حق، به سود كسى جريان نيابد، جز آنكه به زيانش هم جريان يابد؛ و به زيانش جارى نشود، جز آنكه به سودش جريان يابد و اگر بنا بود كه حق به سود كسى جارى شود و به زيانش جارى نگردد، او خداى سبحان است نه آفريدههاى او، به جهت توانايىاش بر بندگان، و عدالتش در هر چيزى كه قضايش بر آن روان است؛ ولى خداوند سبحان، حقّ خود را بر بندگان، اطاعت خويش قرار داد و پاداش آن را دو چندان كرد، از درِ بخشندگىاش و افزوندهىاى كه اهل آن است.
آنگاه، خداى سبحان، برخى از حقوقش را حقهايى قرار داد كه بر بعضى مردم، براى بعضى ديگر واجب ساخت و آن حقها را برابرِ هم نهاد، و واجب شدن حقّى را مقابل حقّى ديگر گذاشت؛ و برخى حقوقْ واجب نشود، مگر آنكه برخى ديگر واجب شود و از اين ميان،