دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٥٩ - ٣/ ٣ اظهار شكوه
٢١٠٢. امام على ٧ هنگامى كه طلحه و زبير بدو گفتند: با تو بيعت مىكنيم تا در حكومت، شريك تو باشيم: خير؛ ولى شما دو شريكيد در توان و كمك، و دو ياوريد در ناتوانىها و كجىها.
٢١٠٣. تاريخ اليعقوبى: طلحه و زبير، نزد على ٧ آمدند و گفتند: پس از پيامبر خدا به ما بىمهرى شد. ما را در حكومت، شريك ساز.
فرمود: «شما شريكانِ منيد در توان و پايدارى، و ياوران منيد در ناتوانىها و كجىها».
ر. ك: ص ٤٢٥ (انگيزههاى تجاوزكاران در نبرد با امام على).
٣/ ٣
اظهار شِكوِه
٢١٠٤. الإمامة و السياسة: زبير در زمامدارى عراق و طلحه در زمامدارى يمن، ترديدى نداشتند. وقتى برايشان آشكار شد كه على ٧ آن دو را به كارى نمىگمارَد، به شِكوه پرداختند. زبير در حضور جمعى از قريش، سخن راند و گفت: اين است پاداش ما از سوى على! در ماجراى عثمان به سود او دست به كار شديم و عثمان را گناهكار دانستيم و زمينههاى قتل او را فراهم آورديم و على در خانهاش نشسته بود و خواستهاش برآورده شد. حال كه به دست ما به خواستهاش رسيده، ديگران را به جاى ما برگزيده است.
و طلحه گفت: سرزنش روا نيست، جز اين كه ما سه نفر از اهل شورا بوديم كه يكى از ما با او موافق نبود، ولى ما دو نفر با او بيعت كرديم و آنچه در اختيار داشتيم، به وى بخشيديم؛ امّا او ما را از آنچه دارد، منع كرد. اينك آنچه را بدان اميد داشتيم، از دست رفته مىبينيم.
سخن آن دو به على ٧ رسيد. عبد اللّه بن عبّاس را كه مشاور خود كرده بود، فرا خواند و بدو فرمود: «سخن اين دو را شنيدهاى؟».
گفت: آرى، شنيدهام.
فرمود: «نظرت چيست؟».
گفت: گمان مىكنم كه آن دو حكومت را دوست دارند. زبير را بر بصره و طلحه را بر كوفه بگمار. آن دو به تو نزديكتر از وليد و ابن عامر به عثمان نيستند.