دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤٧ - ٥/ ٤ حرص
فرمود: «به خدا سوگند، من و اين كارگر، در اين غنيمت يكسانيم!».
٢٠٢٨. مروج الذهب: وقتى معاويه كشته شدن شاميان و خشم گرفتنِ مردم عراق را بر آنها ديد، نعمان بن جَبَله تَنوخى را كه پرچمدار قوم خود در ناحيهاى از يمن در قبيله بَهْراء بود فرا خواند و به وى گفت: تصميم گرفتهام فردى كاراتر از تو را كه دينش خالصتر از تو باشد، بر قبيلهات بگمارم.
نعمان به وى گفت: به راستى كه اگر قوم خود را به پيوستن به سپاهى گِرد آمده فرا مىخوانديم، در واداشتن آنان، سستى و تأنّى مشهود بود؛ چه رسد كه آنان را به سوى شمشيرهاى بُرنده و نيزههاى رُدَيْنى[١] مُشبّك [بر اثر فراوانى فرورفتگى در يكديگر] و مردمانى تيزبين فرا مىخوانيم. به خدا سوگند، من خير و صلاح تو را بر خودم ترجيح دادم و فرمان روايى تو را بر دين خود برگزيدم. خوشبختى و كمال را در راه خواستههاى تو رها ساختم، با اين كه آن را مىشناختم و از حق كناره گرفتم، با اين كه آن را مىديدم و به هيچ كمالى توفيق نيافتم، آن گاه كه به خاطر حكومت تو، با پسر عموى پيامبر خدا و نخستين ايمانآورنده به او و هجرت كننده با او جنگيدم.
[اى معاويه!] اگر آنچه را در اختيار تو گذارديم، در اختيار او مىگذاشتم، با مردم، بسيار مهربانتر بود و بيشتر مىبخشيد؛ ولى ما كار را به تو واگذار كرديم و چارهاى جز به پايان بُردن آن نيست؛ خواه گم راهى باشد و خواه كمال و پيشرفت، و حاشا كه كمال و پيشرفت باشد! و به زودى براى انجير و زيتون غوطه[٢] خواهيم جنگيد؛ زيرا از ميوهها و نهرهاى بهشت، محروم شدهايم!
[١]. رُدَيْنى: رُدَيْنه، نام زنى است كه در جاهليت، نيزههاى« خِطّ»( در بحرين قديم) را صاف مىكرد. از اين رو، اين نيزهها به وى منسوب شده بود( تاج العروس: ج ١٨ ص ٢٣٢).
[٢]. غوطه: ناحيهاى كه دمشق بخشى از آن بود و پُر از درختان به هم پيوسته بود( معجم البلدان: ج ٤ ص ٢١٩).