دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦١ - ٥/ ١٥ ٢ ام كلثوم
١٥٤٦. امام باقر ٧: على ٧ در كوفه، لباسهايى را ميان مردم تقسيم كرد و در ميان آنها پالتويى كلاهدار از جنس ابريشم بود. حسن ٧، آن را درخواست كرد، ولى [على ٧] امتناع ورزيد كه به وى بخشد و آن را ميان مسلمانان، به قرعه گذارد و به جوانى همْدانى افتاد. جوان همدانى، [لباس را پوشيد] و بازگشت.
به وى گفتند: حسن ٧، آن را از پدرش درخواست كرد، ولى به وى نداد.
آنگاه همدانى آن را براى حسن ٧ فرستاد و او پذيرفت.[١]
٥/ ١٥ ـ ٢
امّ كلثوم
١٥٤٧. الاختصاص: براى على ٧ از بصره، از غوّاصى دريا هديهاى آوردند كه قيمت آن معلوم نبود. دخترش امّ كلثوم به وى گفت: اى امير مؤمنان! آيا به عنوان زينت به من مىدهى تا به گردن آويزم؟
فرمود: «اى ابو رافع! آن را در بيت المال قرار ده. چنين كارى ممكن نيست، مگر آنكه هيچ زن مسلمانى نماند، جز آنكه مانند آن را داشته باشد».
١٥٤٨. المصنَّف، ابن ابى شيبه به نقل از ابورافع: خزانهدار على ٧ بودم. دختر على ٧ را با مرواريدى از بيت المال كه امير مؤمنان آن را مىشناخت، بياراستم. على ٧ آن را ديد و فرمود: «اين را از كجا آورده؟ بر من است كه براى حق خداوند دست او را قطع كنم».
ابو رافع گويد: وقتى چنين ديدم، گفتم: اى امير مؤمنان! دختر برادر خود را بدان زينت كردم؛ وگرنه از كجا مىتوانست آن را به دست آورد؟
وقتى چنين ديد، ساكت شد.
١٥٤٩. تهذيب الأحكام به نقل از على بن ابى رافع: من خزانهدار على بن ابى طالب ٧ و نويسنده وى بودم و در بيت المالش، گردنبندى مرواريد بود كه در جنگ بصره به دست آورده بود.
[١]. امام على و حسن و حسين : همه معصوماند و خطا و اشتباه، هيچگاه از آنان سر نمىزند، همچنان كه كارهاى مخالف يكديگر انجام نمىدهند و يكديگر را تخطئه نمىكنند. از اين رو، اگر با روايتى مواجه شديم كه با عصمت آنان ناسازگار بود و توجيه عقلانى برنمىداشت، كنار گذارده مىشود. به نظر مىرسد اين روايت، جاى درنگ دارد، بويژه كه در سند، بشر ابوالبخترى آمده است كه از لحاظ روايت، فردى است ضعيف و روايتهايى كه به تنهايى نقل كرده، مردود است.
البته مىتوان توجيهى عمومى براى اين گونه روايات ارائه كرد كه درخواست سهم اضافى هدف اصلى نبوده، بلكه مىخواستهاند نمونه اعلاى حكومت اسلامى را عرضه بدارند و اينكه در اين حكومت، در مصرف بيت المال، هيچ كس را بر ديگرى امتيازى نيست، حتى براى امام حسن ٧.