دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥ - ٣/ ١١ ٧ مصقلة بن هبيره
آمرزش خواستن بسيار، زدوده است. «آنان حزب خدايند و بدانيد كه حزب خدا رستگارند».
پس اى پسر حنيف! از خدا بترس و گِردههاى نانت، تو را كفايت كند تا از آتش دوزخ، رهايى يابى.
٣/ ١١ ـ ٦
قُدامة بن عِجلان
١٤٠٤. امام على ٧ در نامهاش به قدامة بن عجلان، كارگزار وى در كَسكَر[١]: پس از حمد و سپاس خداوند؛ آنچه از ثروتهاى الهى بر عهده توست، به سوى من بفرست؛ چرا كه ثروت عمومى مسلمانان است و بهره تو از آن، بيشتر از بهره يك تن از آنان نيست. اى پسر قدامه! گمان مبرى كه ثروتهاى كسكر براى تو مباح است، مانند آنچه از پدر و مادرت به ارث بردهاى. پس به سرعت، اموال را بفرست و خودت نيز درآمدن به نزد ما شتاب كن. إن شاء اللّه!
ر. ك: ج ١٣ ص ٤٥٩ (قدامة بن عجلان ازْدى).
٣/ ١١ ـ ٧
مصقلة بن هبيره
١٤٠٥. امام على ٧ در نامهاش به مصقلة بن هبيره: خبرى از تو به من رسيده كه اگر چنان رفتارى از تو سر زده باشد، رفتار ناشايستى را مرتكب شدهاى. خبر رسيده است كه ثروت مسلمانان را ميان كسانى از باديه نشينان قبيله بكر بن وائل كه از تو درخواست احسان و نيكى كردهاند، تقسيم كردهاى.
[١]. شهرى بزرگ در عراق كه ميان كوفه و بصره قرار دارد و به عمّاره و كوت، نزديكتر از بصره و كوفه است( ر. ك: معجم البلدان: ج ٤ ص ٤٦١).