دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٣ - ٣/ ١١ ٥ عثمان بن حنيف
غفلت دارد، يا بيهوده رها گردم، يا به بازى سرگرم شوم، يا ريسمان گمراهى را بكشم، يا بىخود، در سرگردانىها سرگردان شوم.
اى دنيا! از من دور شو كه مهارت بر دوشت نهاده شده است و من از چنگالت بيرون جَستهام و از ريسمانهايت رسته، از لغزشگاههايت دورى گزيدهام. كجايند رفاهجويانى كه به بازيچهها فريبشان دادى؟ كجايند مردمى كه با زيورهايت، دام فريب بر سر راهشان نهادى؟ آنَك، در گورها گرفتارند و در لابهلاى لحدها ناپديدار.
[اى دنيا!] به خدا اگر كالبدى بودى ديدنى يا قالبى محسوس، حدّ خدا را دربارهات برپا مىداشتم به كيفر بندگانى كه آنان را با آرزوها، دستخوشِ فريب ساختى، و مردمانى كه آنها را در جايگاه هلاكت در انداختى، و پادشاهانى كه به دست نابودىشان سپردى و در چنگال بلاشان درآوردى. نه راهى براى وارد شدن است و نه گريزگاهى براى بيرون آمدن.
هرگز! آنكه پا در لغزشگاهت نهاد، به سر در آيد، و آن كه در ژرفاى دريايت فرو رفت، غرق گردد، و آنكه از ريسمانهايت رهيد، توفيق يابد، و آن كه از گزند تو ايمن است، باكش نباشد كه مسكنش جاى ننگ باشد، و دنيا در ديده او چنان است كه گويى روزِ پايان آن است. از ديدهام نهان شو! به خدا سوگند، رامَت نشوم كه مرا خوار سازى، و گردن به بندت ندهم تا از اين سو بدان سويم كشانى؛ و سوگند به خدا، جز آن كه او نخواهد، نفس خود را چنان تربيت كنم كه اگر گِرده نانى براى خوردن يافت، شاد شود و از خورش، به نمك خُرسند گردد؛ و مردمك چشمم را رها كنم تا چون چشمه آبى كه آبش خشكيده، اشكى كه دارد، بريزد. آيا چرنده، شكم را با چَرا پُر سازد و بخفتد، و گوسفند، در آغل، سير از گياه بخورد و بيفتد و على از توشهاش بخورد و آرام بخواهد؟! چشمش روشن باد كه پس از ساليانى دراز، چون چارپايى رها به سر بَرَد يا چون چرندهاى كه مىچَرَد!
خوشا كسى كه به آنچه پروردگارش بر عهده وى نهاده، پرداخته است و در سختىاش با شكيبايى ساخته و در شب، ديده برهم ننهاده، و چون خواب بر او چيره شده، بر زمين خفته و كف دست را بالين قرار داده است، در جمعى كه از بيمِ روز قيامت، ديدههاشان به شبْ بيدار است و پهلوهاشان از خوابگاه، بر كنار، و لبهاشان به ذكر پروردگار، گويا، و گناهانشان از