دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨٣ - ٨/ ١٢ نرمخويى تا زمانى كه توطئه در كار نباشد
ساكت شوند، با آنان مانند ديگران برخورد مىكنيم، و اگر سخن گويند، با آنان احتجاج مىورزيم، و اگر بر ما خروج كنند، با آنان پيكار خواهيم كرد».
١٧٣٥. السنن الكبرى به نقل از كثير بن نمر: در حالى كه در نماز جمعه بودم و على ٧ بر منبر بود، مردى به پا خاست و گفت: «لا حكم الّا للّه؛ حكمرانى جز براى خداوند نيست!».
مردى ديگر هم به پا خاست و گفت: «لا حكم الّا للّه!». آنگاه خوارج از گوشههاى مسجد، به پا خاستند. على ٧ با دست به آنان اشاره كرد كه بنشينند [و فرمود:] «آرى؛ لا حكم الّا للّه! سخنى كه از آن، باطلْ طلب مىشود. بر پايه حكم خداوند به شما مىنگريم. بدانيد كه براى شما نزد من، سه ويژگى است: تا زمانى كه با ما هستيد، شما را از مساجد خداوند باز نداريم كه در آن، نام خدا را بر زبان آوريد؛ و تا زمانى كه دستان شما با دستان ماست، شما را از ثروتهاىعمومى محروم نسازيم؛ و با شما پيكار نكنيم، مگر آنكه نبرد كنيد». آنگاه به ادامه خطبه پرداخت.
١٧٣٦. الأموال به نقل از كثير بن نمر: مردى، مردى از خوارج را نزد على ٧ آورد و گفت اى امير مؤمنان! ديدم كه اين مرد، تو را دشنام مىدهد.
فرمود: «به او دشنام ده، همانگونه كه به من دشنام داد».
گفت: تو را دوزخى مىانگاشت!
فرمود: «آن را كه با من پيكار نكند، نمىكُشم».
[سپس] فرمود: «آنها بر ما سه حق دارند: آنان را از مساجد، باز نداريم، كه در آن ياد خدا كنند؛ و آنان را از ثروتهاى عمومى باز نداريم، تا زمانى كه دستان آنان با دستهاى ماست؛ و با آنان پيكار نكنيم، تا زمانى كه با ما پيكار نكنند».
١٧٣٧. المصنَّف، ابن ابى شيبه به نقل از كثير بن نمر: مردى، مردى [ديگر] را نزد على ٧