دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١١ - فصل دوم خبردادن پيامبر از فتنههاى پس از خود
[امّ سلمه مىگويد:] در را گشودم. او دو طرف چارچوب در را گرفت و آن هنگام كه صدا [ى پا] و حركتى نشنيد و من حجاب خود را پوشيدم، اجازه خواست و داخل شد. سپس پيامبر خدا فرمود: «او را مىشناسى؟».
گفتم: آرى. اين، على بن ابى طالب است.
فرمود: «درست گفتى. پوست او از پوست من، گوشت او از گوشت من، و خون او از خون من است و او ظرف دانش من است.
بشنو و گواه باش! او پس از من جنگكننده با ناكثين، قاسطين و مارقين است.
بشنو و گواه باش! به خدا سوگند، او زندهكننده روش من است.
بشنو و گواه باش! اگر بندهاى هزار سال از پس هزار سال ميان ركن و مقام [ابراهيم] خدا را بپرستد، سپس خداوند را ملاقات كند، در حالى كه دشمن على است، خداوندْ او را با بينى در آتش مىافكند».
١٩٩٤. پيامبر خدا ٦: خداوند تبارك و تعالى به من وحى كرد كه از ميان امّتم برايم برادر، وارث، جانشين و وصى مىگمارد.
گفتم: پروردگارا! او كيست؟
خداوند عز و جل وحى فرستاد كه: «اى محمّد! او پيشواى امّت تو و حجّت من بر آنها پس از توست».
گفتم: پروردگارا! او كيست؟
پس وحى فرستاد كه: «اى محمّد! او كسى است كه من او را دوست مىدارم و او مرا دوست مىدارد. او جهادكننده در راهِ من و جنگكننده با شكنندگان بيعت من و تجاوزكنندگان به دستور من و منحرفان از دينِ من است. او به حقيقتْ دوست من، همسر دختر تو و پدر فرزندان تو (حسن و حسين ٨)، على بن ابى طالب است».
١٩٩٥. شرح نهج البلاغة در شرح اين سخن امام على ٧ كه فرمود: «آن گاه كه كار [حكومت] را به دست گرفتم، گروهى بيعت شكستند، و گروهى [از دين] بيرون رفتند، و گروهى ديگر ستم ورزيدند»: امّا گروه بيعت شكن، جَمَلياناند؛ و امّا گروه ستمگر، اهل صِفّيناند كه پيامبر خدا آنان را قاسطين ناميد؛ و امّا بيرون روندگان [از دين]، همان نهروانياناند.