دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧٣ - ٥/ ١٥ ٧ كنيز امام
گفتيم: اى امير مؤمنان! او را در بيت المال، حقّى است!
فرمود: «وقتى پدرش سهمش را گرفت. هرچهقدر خواست، به او ببخشد».
٥/ ١٥ ـ ٦
خواهر امام
١٥٥٥. الاختصاص: خواهر على ٧ امّ هانى، دختر ابوطالب، بر او وارد شد. به وى بيست درهم بخشيد.
امّ هانى، از برده غير عربِ آزاد شدهاش پرسيد: امير مؤمنان چهقدر به تو داد؟
گفت: بيست درهم.
امّ هانى، خشمناك بازگشت.
على ٧ به وى گفت: «بازگرد. خداوند، تو را رحمت كند! ما در كتاب خداوند، برترىاى براى اسماعيل بر اسحاق نيافتيم».
٥/ ١٥ ـ ٧
كنيز امام
١٥٥٦. المصنَّف، ابن ابى شيبه به نقل از امّ عثمان كه كنيزى صاحب فرزندْ از على ٧ بود: بر على ٧ وارد شدم و در برابرش گُلهاى ميخكى ديدم كه در حياط پاشيده بودند. گفتم: اى امير مؤمنان! دستهاى از اين گلها براى دخترم بده.
فرمود: «اين چنين (و با دستانش اشاره كرد كه درهم خوبى بده)؛ زيرا كه اين، مال مسلمانان است؛ وگرنه شكيبا باش تا سهم ما از آن برسد و براى دخترت دستهاى ببخشيم».