دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٨٥ - ٣/ ١١ استرجاع عايشه به هنگام رسيدن به آبگاه حو أب
٢١١٩. تاريخ الطبرى به نقل از محمّد و طلحه: جارچى صدا زد: امّ المؤمنين و طلحه و زبير، به سوى بصره در حركتاند. آن كه قصد سربلند ساختن اسلام و پيكار با حلال كنندگان [خون خليفه] و خونخواهى عثمان را دارد، [همراهشان شود] و هر آن كس كه مَركب و تجهيزات جنگى ندارد، اين تجهيزات و اين هم زاد و توشه!
٣/ ١٠
استرجاع عايشه به هنگام شنيدن نام شترش
٢١٢٠. شرح نهج البلاغة: هنگامى كه عايشه تصميم حركت به سوى بصره گرفت، برايش شترى نيرومند درخواست كردند تا كجاوه (هودج) او را حمل كند. يَعلَى بن اميّه، شتر خود را كه «عَسْكر» نام داشت، آورد. شتر، بسيار تنومند بود. عايشه چون آن را ديد، خوشش آمد و ساربان، شروع كرد از نيرومندى و تيزرو بودن آن، سخن گفتن و در لا به لاى سخنش مىگفت: عَسْكر.
عايشه چون اين نام را شنيد، استرجاع كرد (آيه «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّآ إِلَيْهِ رَ جِعُونَ» بر زبان آورد) و گفت: آن را بازگردانيد؛ مرا بدان نيازى نيست.
وقتى سببش را از او پرسيدند، گفت: پيامبر خدا اين نام را برايش ذكر كرده و او را از سوار شدن بر آن، نهى كرده است.
دستور داد شترى ديگر برايش مهيّا گردد؛ ولى شترى مانند آن، يافت نشد. از اين رو، روكش شتر را عوض كردند و به وى گفته شد: شترى تنومندتر و نيرومندتر برايت آورديم. آن را برايش آوردند و او بدان، راضى شد.
٣/ ١١
استرجاع عايشه به هنگام رسيدن به آبگاه حَو أب
٢١٢١. تاريخ اليعقوبى: جمعيّت، شبانگاه از كنار آبگاهى گذشتند كه «آب حَوْأب» ناميده