دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٣ - ٥/ ٩ به تأخير نينداختن تقسيم ثروتهاى عمومى
اين، دستچين من و بهترين آن است
در حالى كه هر ميوهچين، دستش به دهان خودش است [و خود مىخورد][١].
١٤٩٧. شرح نهج البلاغة به نقل از عبدالرحمان بن عجلان: على ٧، بذرِ كتّان، ترتيزك، زيره و ساير چيزها را ميان مردم، تقسيم مىكرد.
١٤٩٨. شرح نهج البلاغة به نقل از شعبى: جوانى بودم كه با گروهى از جوانان، به ميدانى در كوفه وارد شدم. على ٧ را ديدم كه بر تودهاى از طلا و تودهاى از نقره ايستاده و تازيانهاى در دست دارد كه مردم را با آن، دور مىكند و باز مىگردد و اموال را ميان مردم، تقسيم مىكند، تا آن كه چيزى از آن، باقى نماند. آنگاه بازگشت و به خانه خود، چيزى نبُرد، نه كم و نه زياد.
من نزد پدرم بازگشتم و به او گفتم: امروز، بهترينِ مردم يا نادانترينِ آنها را ديدم!
گفت: كيست او پسرم؟
گفتم: على بن ابى طالب، امير مؤمنان. او را ديدم كه چنين و چنان مىكرد، و داستان را بازگفتم.
پدرم گريست و گفت: فرزندم! بهترينِ مردم را ديدهاى.
١٤٩٩. امام باقر ٧: براى على ٧ ثروتى آورده شد. وى وزنكنندگان و صرّافان را نزد خود نشانْد. آنگاه، تودهاى از طلا و تودهاى از نقره ساخت و فرمود: «اى قرمزها و اى سفيدها! سرخ و سفيد شويد و جز مرا بفريبيد.
[١]. ابن اثير گويد: اين، مَثَلى است كه نخستين بار بر زبان عمرو، خواهرزاده جذيمه آمد. او و دوستانش قارچ مىچيدند و دوستانش هرگاه قارچ خوب مىديدند، به دهان مىگذاشتند و او در آستين مىگذاشت، تا براى دايىاش بياورد و على ٧، از اين مَثَل، اراده كرده كه ثروت مسلمانان را تباه نمىكند، بلكه آن را در جايش قرار مىدهد( النهاية: ج ١ ص ٣٠٩).