دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٥ - ٥/ ١٠ تقسيم برابر ثروتهاى عمومى
آنها نزد او رفتند و شروع به جابهجا كردن جوالها كردند تا آن را به هفت بخش، قسمت نمودند.
[كليب] گويد: [على ٧] در ميان اموال، نانى را يافت. آن را هفت قسمت كرد و بر هر يك، از هفت قسمت، تكّه نانى گذاشت. آنگاه فرمود:
«اين، دستچين من و بهترين آن است/
در حالى كه هر ميوهچين دستش در دهان خودش است [و خود مىخورد]».
[كليب] گويد: سپس بر قسمتها قرعه زد و هريك از سران قبيلهها، تيرهاش را صدا مىزد و جوالها را مىبُردند.
١٥١٦. مروج الذهب: على ٧ املاكى را كه عثمان به گروهى از مسلمانان بخشيده بود، پس گرفت و آنچه در بيت المال بود، ميان مردمْ تقسيم كرد و كسى را بر كسى ترجيح نداد.
١٥١٧. مروج الذهب در گزارش جنگ جمل: على ٧ آنچه در لشكرگاه دشمن از اسلحه، چارپا، اموال و غير آن بود، برداشت و فروخت و آن را ميان يارانش تقسيم كرد و براى خود، به همان اندازه برداشت كه به همراهان خود، ياران و خانواده و فرزندانش، داده بود؛ يعنى پانصد درهم.
سپس مردى از يارانش نزد او آمد و گفت: اى امير مؤمنان! من چيزى نگرفتم و به فلان سبب، حضور نداشتم؛ و عذرى براى عدم حضور خود آورد. على ٧، پانصد درهم خودش را به وى داد.
١٥١٨. الجمل: على ٧ [پس از رُخداد جمل] فرود آمد و گروهى از يارانش را فرا خواند. به همراه وى روانه شدند تا آن كه، داخل بيتالمال شد. آنگاه در پى قاريان فرستاد و آنها را فرا خواند و خزانهداران را نيز فرا خواند و آنان را به گشودن درهايى كه ثروتها را در آن نهاده بودند، فرمان داد. وقتى زيادى اموال را ديد، فرمود: «اين، دستچين من و بهترين آن است».
آنگاه، اموال را ميان يارانش قسمت كرد و به هر يك، شش ميليون درهم رسيد