دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢٧ - ٥/ ١ برترىجويى
على ٧ به آنان فرمود: «به خواست خداوند، تَنْ در دهيد تا نظرم را ابراز كنم. بدانيد كه من كسى از يارانم را در امانت خود سهيم نمىسازم، جز آن كه ديندارى و امانتدارىاش را بپسندم و آن كه روش و انگيزهاش را بدانم».
پس آن دو با نااميدى از نزد وى بازگشتند.
٢٠١١. امام على ٧ در توصيف طلحه و زبير: هر يك از آن دو، امر خلافت را براى خود اميد مىبُرد و بهسوى خود مىكشيد و نه همراهش. نه پيوندى با خدا دارند و نه با وسيلهاى به سوى او روى مىآورند. هر يك، كينه ديگرى را در دل دارد و زود است كه پرده از آن برداشته شود.
به خدا سوگند كه اگر به آنچه مىخواهند برسند، اين يكى، جانِ آن ديگرى را بستانَد و اين بر سرِ آن ديگرى يورش بَرَد.
اينك گروه تجاوزگر به پا خاستهاند. پس گروهى كه براى خدا جهاد كنند، كجايند؟ راههاى راست برايشان گشوده شد و از پيش، آنانرا خبر دادند. براى هر گمراهىاى دليلى وجود دارد و براى هر پيمانشكنىاى، شبههاى.
به خدا سوگند، من مانند شنوندهاى نيستم كه صداى بر سر و سينه زدن را مىشنود و صداى جارچى مرگ را مىشنود و دُرّ چشمهاى گريان را مىبيند، ولى عبرت نمىگيرد.
٢٠١٢. الإرشاد: آن گاه كه خبر حركت عايشه و طلحه و زبير از مكّه به بصره به او (على ٧) رسيد، خدا را ستايش كرد و ثنا گفت و فرمود: «عايشه، طلحه و زبير، حركت كردند و هر يك از طلحه و زبير، حكومت را براى خود مىخواهد و نه همراهش. طلحه ادّعاى خلافت نمىكند، مگر از آن رو كه پسر عموى عايشه است و زبيرْ مدّعى آن نيست، مگر از آن رو كه داماد پدر اوست. به خدا سوگند، اگر آنان به آنچه مىخواهند، دست يابند، زبير، گردن طلحه را خواهد زد و طلحه، گردن زبير را و هر يك با ديگرى بر سر اين حكومت، ستيز خواهند كرد.
٢٠١٣. تاريخ الطبرى به نقل از عتبة بن مغيرة بن اخنس: سعيد بن عاص با طلحه و زبير، خلوت كرد و گفت: اگر پيروز شويد، حكومت را به كه مىسپاريد؟ با من صادقانه بگوييد.