دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣٥ - ٢/ ٦ مروان بن حكم
نه با روح جريان، همگونى دارند و نه به ارزشهاى آن باور دارند و نه با اسوههاى آن، همراهاند. اينگونه كسان، بيشترين ضررها را به آن جريان فكرى و سياسى كه در آن رشد مىكنند، وارد مىسازند. مروان، با نفوذ بسيارى كه در عثمان داشت، و تمايل بىاندازهاش به سلطنت و سرانجام، بى اعتقادىاش به فرهنگ اسلامى، نقش [تخريبى] مهمّى در تحوّلات جامعه اسلامى بازى كرده است. نقش او در شعلهورسازى دوباره آتش قهر شورشيان عليه عثمان و شتاب گرفتن درگيرىهاى اطراف دارالخلافه نيز تأمّل برانگيز است.
مروان، از خاندان اموى و پسر عموى عثمان بود كه در مكّه يا طائف متولّد شد؛ ليكن چون پيامبر خدا، پدر او حَكم بن ابى العاص را به طائف تبعيد كرده بود، او نيز به همراه پدرش در طائف بود و لذا پيامبر خدا را نديد.
دليل تبعيد حكم بن ابى العاص به طائف، نگاه كردن او به داخل خانه پيامبر ٦ و يا به سخره گرفتن اعمال و رفتار ايشان بود.
پيامبر ٦، يك بار، حَكَم را نفرين كرده و فرموده بود:
واى بر امّت من از دست نسل اين مرد!
هنگامى كه عثمان به خلافت رسيد، عمو و پسر عموى خود (حَكَم و مروان) را به مدينه بازگرداند و اكرام بسيار كرد، اموال زيادى به آنان داد و به مروانْ فرصت داد تا در تمام شئون خلافت، دخالت كند. مروان، مُنشى خليفه، ولى در واقع، گرداننده اصلى كار حكومت بود.