دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥١ - ٣/ ١٢ كنار نهادن كارگزاران خيانتپيشه
منذر، نزد امام على ٧ آمد و گروهى از او شكايت كردند كه سى هزار [سكّه] از بيتالمال برداشته است. امام از او سؤال كرد. وى انكار نمود. او را سوگند داد، ولى سوگند ياد نكرد. سپس او را زندانى كرد.
ر. ك: ج ١٣ ص ٥٨٣ (منذر بن جارود عبدى).
٣/ ١٢
كنار نهادن كارگزاران خيانتپيشه
١٤٠٩. الاستيعاب: على ٧ بر شهرها، دينداران و امانتپيشگان را مىگماشت و اگر خيانتى از يكى از آنان به وى مىرسيد، برايش مىنوشت: «در حقيقت، شما را از جانب پروردگارتان پند و اندرزى آمده است. پس پيمانه و ترازو را دادگرانه تمام نَهيد، و اموال مردم را كم مدهيد و در زمين، به فساد سر برمداريد. اگر مؤمن باشيد، باقىمانده [حلالِ] خداوند براى شما بهتر است و من بر شما نگاهبان نيستم.[١] هنگامى كه نامهام به تو رسيد، وظايفى كه بر عهدهات بود، سامان ده تا شخصى را روانه كنيم و از تو تحويل بگيرد».
آنگاه رويش را بهسوى آسمان مىكرد و مىگفت: «بار خدايا! تو مىدانى كه من نه آنان را به ستم كردن بر بندگانت فرمان دادم و نه به كنار گذاردن حقوق تو».
سخنرانىها، موعظهها و سفارشهاى او به كارگزارانش هنگامى كه آنان را به سوى كارها روانه مىكرد، بسيار است و از بازگو كردنش صرفنظر كردم تا كتابم طولانى نشود؛ گرچه تمامى آنها زيباست.
١٤١٠. دعائم الإسلام: على ٧، اشعثبن قيس را احضار كرد. وى از سوى عثمان، فرماندار آذربايجان بود و صد هزار درهمبه دست آورد. برخى گويند آنرا عثمان بهوى بخشيد و برخى ديگر گويند كه آن را در كارش به دست آورد.
امام على ٧ فرمان داد آن را آماده سازد؛ ولى وى سر باز زد و گفت: اى امير مؤمنان! اين ثروت را در دوران حكومت تو به دست نياوردهام.
[١]. اقتباس از سوره اعراف، آيه ٨٥ وهود، آيه ٨٥ و ٨٦.