دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٧٧ - ٣/ ٦ برنامهريزى ناكثين براى پيكار
گفت: به سوى بصره.
٢١١٢. الفتوح: درباره محل جنگ، مشورت كردند. زبير گفت: بر شماست كه به شام برويد؛ زيرا در آن، مردان جنگى و ثروت است و در آن، معاويه حكومت مىكند كه دشمن على است.
وليد بن عقبه گفت: نه، به خدا سوگند! از شام، چيزى در دست شما نيست، نه اندك و نه بسيار؛ چرا كه عثمان بن عفّان، به هنگام محاصره شدنش از معاويه كمك خواست تا او را يارى رساند؛ ولى معاويه كمك نكرد و منتظر ماند تا عثمان كشته شد. از اين رو، شام كاملًا در اختيار او قرار گرفت. آيا چشم اميد داريد كه آن را به شما تقديم كند؟ از شام درگذريد و به جاى ديگر بينديشيد.
٢١١٣. تاريخ الطبرى: طلحه و زبير، چهارماه پس از كشته شدن عثمان به مكّه رفتند و ابن عامر، در مكّه حضور داشت و در جستجوى مال دنيا بود. يعلى بن منيه نيز با ثروت بسيار كه بيش از چهارصد شتر بود، وارد مكّه شد. ايشان در خانه عايشه گِرد آمدند و به رايزنى نشستند و گفتند: به سوى على مىرويم و با وى پيكار مىكنيم.
يكى از آنان گفت: شما را ياراى برخورد با اهل مدينه نيست؛ ولى به سوى بصره و كوفه حركت مىكنيم. طلحه در كوفه، دوستان و هوادارانى دارد و زبير نيز در بصره، داراى طرفداران و ياورانى است.
رأيشان بر آن قرار گرفت كه به سوى بصره و كوفه بروند. آن گاه، عبد اللّه بن عامر، ثروت فراوان و شترانى در اختيار آنان نهاد. آنها با هفتصد مرد جنگى از اهل مدينه و مكّه، حركت كردند و مردمان ديگر نيز به آنان پيوستند تا اين كه شمارشان به سه هزار نفر رسيد.[١]
[١]. در أنساب الأشراف، اين افزونى آمده است: گفتند: به سوى شام حركت مىكنيم كه در آن، مردان و ثروتهاست و شاميان، پيرو عثماناند. خونخواهى عثمان مىكنيم و در اين راه، اعوان و انصار و همراهانى مىيابيم. يكى از آنان گفت: در آن جا معاويه است كه حكمران شام است و در آن جا مُطاع است و به خواستههايتان نمىرسيد و او بر اين كار، از مردم مدينه سزاوارتر است؛ زيرا پسر عموى عثمان است.