دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧١ - ٧/ ٦ ام سلمه، همسر پيامبر
مرا از آن با خبر كن. آيا اين سخن خداوند عز و جل چه معنايى دارد: «و اگر دو طايفه از مؤمنان با هم بجنگند، ميان آن دو را اصلاح دهيد، و اگر [باز] يكى از آن دو بر ديگرى تعدّى كرد، با آن [طايفهاى] كه تعدّى مىكند، بجنگيد تا به فرمان خدا بازگردد. پس اگر باز گشت، ميان آنها را دادگرانه سازش دهيد و عدالت كنيد كه خدا دادگران را دوست مىدارد»؟ از معناى اين آيه مرا خبر ده.
عبد اللّه گفت: تو را با اين آيه چه كار؟ از نزد من برو.
آن مرد، باز گشت تا سايه او نيز از چشم ما پنهان شد و [آن گاه] عبد اللّه بن عمر، رو به ما كرد و گفت: در خودم نسبت به اين آيه چيزى نديدم، جز اين كه مىبينم من با اين گروه سركش (باغى)، آن گونه كه خداوند عز و جل مرا بدان فرمان داده بود، پيكار نكردم.
٧/ ٥
عمّار بن ياسر
٢٠٥٥. وقعة صفّين به نقل از عمّار بن ياسر به عمرو بن عاص: پيامبر خدا به من فرمان داد كه با ناكثينْ پيكار كنم و من چنين كردم. به من فرمان داد كه با قاسطينْ پيكار كنم و آنها شماييد؛ و امّا درباره مارقين، نمىدانم كه آيا آنان را در مىيابم يا نه.
ر. ك: ج ٦ ص ٥٧ (شهادت عمّار بن ياسر).
٧/ ٦
امّ سلمه، همسر پيامبر
٢٠٥٦. المناقب، خوارزمى به نقل از شهر بن حَوشَب: نزد امّ سَلَمه بودم كه مردى سلام كرد. گفته شد: تو كيستى؟