دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٩ - ٥/ ١٠ تقسيم برابر ثروتهاى عمومى
نخواهد شد تا روزگارْ باقى است و تا زمانى كه در آسمان، ستاره ببينم. به خدا سوگند، اگر اينها ثروتهاى شخصىام بود، به برابرى ميان آنها رفتار مىكردم، چه رسد كه اينها اموال خودشان است».
١٥٠٥. امام على ٧ از سخنرانى وى هنگامى كه بر تقسيم برابر ثروتها سرزنش شد: در اين ثروتها كسى را بر كسى امتيازى نيست. خداوند عز و جل آن را قسمت كردهاست. اينها مالِ خداوند است و شما بندگان مسلمانِ خداونديد؛ و اين، كتاب خداست. بدان اقرار داريم و بر او گواهى داديم و در برابرش تسليم هستيم و سنّت پيامبر ٦، در برابر ماست. پس تن در دهيد. خداوند، شما را رحمت كند! هركه بدين امر خشنود نيست، هر كجا مىخواهد، برود.
١٥٠٦. امام على ٧ از نامه او به مصقلة بن هبيره شيبانى، كارگزارش در منطقه اردشير خُرّه[١]: بدان مسلمانانى كه نزد تو و ما به سر مىبرند، حقّشان از اين غنيمتها يكسان است. [براى گرفتن آن] نزد من مىآيند و باز مىگردند.
١٥٠٧. امام على ٧ از نامهاش به حذيفة بن يمان، فرماندار مدائن: به تو فرمان مىدهم كه خراج زمينها را بر پايه حقّ و انصاف، گِردآورى كنى و از آنچه برايت فرستادم، تجاوز نكنى و چيزى را فرو مگذارى و بدعتى تازه بر پا مدارى. آنگاه، آن را به برابرى و دادگرى، ميان كسانى كه سزاوار آناند، قسمت كن.
١٥٠٨. الغارات به نقل از ابو اسحاق همدانى: دو زن، هنگام تقسيم ثروتها نزد على ٧ آمدند، يكى عرب و ديگرى غير عرب. به هر كدام، ٢٥ درهم و پيمانهاى غذا داد.
[١]. از بزرگترين سرزمينهاى قديمى فارس كه اردشير بابكان، آن را بنا كرد و شيراز و كازرون، بخشى از آن بود( ر. ك: معجم البلدان: ج ١ ص ١٤٦).