دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٨٣ - ٣/ ٩ آمادگى عايشه براى قيام
عثمان برانگيخت، و براى مردم يمامه و مدينه نيز نامههايى در باب افتخاراتشان نوشت.
٢١١٧. تاريخ الطبرى به نقل از مُجالد بن سعيد: وقتى عايشه وارد بصره شد، نامهاى بدين مضمون به زيد بن صَوحان نوشت:
از امّ المؤمنين عايشه دختر ابو بكر، محبوبه پيامبر خدا، به فرزند بااخلاصش زيد بن صوحان. امّا بعد؛ هرگاه اين نامهام به دستت رسيد، به سوى ما حركت كن و ما را در اين كار، يارى رسان و اگر چنين نكردى، پس [حدّاقل] مردم را از يارى رساندن به على، بازدار.
زيد در جواب او نوشت:
از زيد بن صوحان، به عايشه دختر ابو بكرِ صدّيق، محبوبه پيامبر خدا. امّا بعد؛ من فرزند با اخلاص توام، اگر از اين كار، كنارهگيرى نمايى و به خانهات برگردى؛ وگرنه نخستين كسى خواهم بود كه تو را طرد مىكنم.
زيد بن صوحان گفت: خداىْ امّ المؤمنين را رحمت كند كه دستور يافت در خانهاش بنشيند و ما مأمور پيكار شديم؛ ولى او دستورى را كه به او داده شده بود، كنار نهاد و ما را نيز بدان فرمان داد، و آنچه را ما بدان مأمور شده بوديم، او انجام داد و ما را از انجام دادن آن باز داشت.
ر. ك: ج ٥ ص ٧٤ (قيس بن سعد و زيد بن صوحان).
٣/ ٩
آمادگى عايشه براى قيام
٢١١٨. الجمل: چون عايشه اجتماع كسانى را كه در مخالفت با اميرمؤمنان و جدا شدن از او در مكّه گرد آمده بودند، ديد و پيرويشان را از خويش در جنگ با ايشان مشاهده كرد، براى پيكارْ مهيّا گشت و هر روز، جارچى او براى آمادگى حركت، جار مىزد و چنين مىگفت: آن كه قصد حركت دارد، حركت كند كه امّ المؤمنين به سوى بصره در حركت است و براى عثمان بن عفّان مظلوم، خونخواهى مىكند.