دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٧ - ٥/ ٨ سياست مالياتى
روا مداريد. براى مردم، از خود انصاف به خرج دهيد، و نسبت به برآوردن نيازمندىهاىمردم، شكيبايى كنيد؛ چرا كه شما گنجينهداران شهروندان هستيد. براى خود، دربان مگيريد و كسى را از دستيابى به نيازمندىهايش، باز مداريد تا حاجتش را بهسوى شما آورد. كسى را جاى كسى ديگر، مگيريد، مگر ضامن را به جاى آن كه ضمانت كرده؛ و در رفاه و آسايش [زندگى] خود را، به شكيبايى وا داريد؛ و از عقب انداختن كارها و كنار نهادن خوبىها بپرهيزيد كه در آن، پشيمانى است. والسلام!
١٤٨٢. الكافى به نقل از مهاجر، از مردى از قبيله ثقيف: على بن ابى طالب ٧، مرا بر [ماليات] منطقه بانقِيا[١] و آبادىاى در منطقه كوفه، به كار گرفت و در برابر مردم، به من گفت: «به مالياتها بنگر و در آن، تلاش كن. درهمى را فرو مگذار و هرگاه خواستى به سوى مأموريتت بروى، نزد من بيا».
نزد او رفتم. به من گفت: «به درستى كه آنچه از من شنيدى، نقشه بود. مبادا مسلمان يا يهودى و يا مسيحى را براى درهمى ماليات، كتك بزنى يا آنكه چارپايانِ كار را براى [گرفتن] ماليات، به فروش رسانى؛ چرا كه ما مأموريم كه زيادى را از آنها بستانيم».
١٤٨٣. السنن الكبرى به نقل از عبدالملك بن عمير: مردى از قبيله ثقيف به من گفت: على بن ابى طالب ٧، مرا در [ماليات] منطقه بزرگ شاپور[٢]، به كار گرفت و فرمود: «مبادا كسى را براى گردآورى درهمى، تازيانه زنى و يا روزى يا لباس تابستانى و زمستانى و يا چارپايانِ كار آنها را به فروش گذارى؛ و براى گرفتن درهم، شخصى را مگُمار».
آن مرد گفت كه گفتم: اى امير مؤمنان! اگر چنين باشد، دست خالى نزد تو برگردم، چنانكه دست خالى از نزد تو رفتم!
فرمود: «گرچه همانگونه كه رفتهاى، بازگردى. واى بر تو! همانا ما مأموريم كه زيادى را از مردم، بستانيم».
[١]. ناحيهاى از منطقه كوفه بوده است.
[٢]. از توابع بغداد.