دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣٣ - ٧/ ٤ اهتمام به آداب داورى
و بىنيازان، كه ثروتهاى مسلمانان را در اختيار حكمرانان مىنهند، بنگر. پس حقوق مردم را از آنان بستان و خانهها و مستغلّات را بفروش كه از پيامبر خدا شنيدم كه مىفرمود: «تأخير مسلمان توانمند، ستم بر مسلمان است، و آنكه مستغلات و خانه و ثروت ندارد، جبرى بر او نيست».
و بدان كه مردم را بر حق وا ندارد، جز كسى كه آنان را از باطلْ دور سازد. آنگاه، ميان مسلمانان در چهره و سخن و نشستن، به برابرى رفتار كن تا نزديكت در ستمگرىات طمع نورزند و دشمنت از عدالت تو نااميد نگردد، و سوگند را بر مدّعى با آوردن بيّنه (دو شاهد) بازگردان؛ چرا كه اين كار، ابهام را برطرف سازد و داورى را استوار گردانَد.
و بدان كه مسلمانان، عادلاند و برخى بر برخى گواهى دهند، مگر آنكه در جرمى تازيانه خورده و از آن توبه نكرده است، يا به شهادت نادرستْ شناخته شده است، يا در مظان اتّهام قرار دارد؛ و بپرهيز از شِكوه و اظهار رنج و درد در مجلس داورى، كه خداوند، در آن پاداشى مقرّر داشته و ذخيرهاى نيكوست براى آنكه به حق، داورى كند!
و بدان كه صلح ميان مسلمانان رواست، مگر صلحى كه حلالى را حرام گردانَد يا حرامى را حلال سازد، و براى آنكس كه مدّعىِ شهود غايب است، مهلتى مقرّر ساز. اگر آنان را احضار كرد، حقّ او ستانده شود، و اگر آنان را حاضر ننمود، قضيّه بر وى لازم گردد؛ و بپرهيز از آنكه قضاوتى را در باب قصاص و حدود الهى و حقوق مردم به اجرا گذارى، مگر آنكه آن را بر من عرضه دارى! إن شاء اللّه، و در مجلس داورى منشين، مگر آنكه غذا خورده باشى.
١٦٤٨. الكافى به نقل از احمد بن ابى عبداللّه (به صورت مرفوع): امير مؤمنان به شريح فرمود: «در مجلس داورى، با كسى در گوشى صحبت مكن، و اگر خشمگين شدى، به پاخيز. پس در حال خشم، داورى مكن».