دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٧ - ٥/ ٦ بازرسى مستقيم بازار
١٤٧٢. تاريخ دمشق به نقل از زاذان: بهدرستى كه [على ٧] به تنهايى در بازارها مىگشت، در حالى كه زمامدار بود. گمشدهها را راهنمايى مىكرد، و به بينوايان، كمك مىنمود، و بر فروشندگان و مغازهداران كه مىگذشت، قرآن را مىگشود و [اين آيه را] تلاوت مىكرد: «آن سراى آخرت را براى كسانى قرار مىدهيم كه در زمين، خواستار برترى و فساد نيستند». آنگاه مىفرمود: «اين آيه، درباره زمامدارانِ عدالتپيشه و متواضع، و مردم توانمند فرود آمده است».
١٤٧٣. مكارم الأخلاق به نقل از وشيكه: على ٧ را ديدم كه كمر خويش را بسته بود و جامهاش را تا نيمه ساقها بالا زده بود، در دستش تازيانهاى بود و در بازار مىگشت و مىفرمود: «از خداوند، پروا كنيد و پيمانه را كامل كنيد». گويا آموزگارِ كودكان است!
١٤٧٤. الطبقات الكبرى به نقل از جرموز: على ٧ را ديدم كه از دارالحكومه بيرون آمد و دو پوشاك بر تن داشت: پوشاكى كه تا نيمه ساقش بود و ردايى كه تا نزديك پوشاك نخست تا خورده بود. به همراه او تازيانهاى بود كه با آن در بازارها قدم مىزد و بازاريان را به پرواى الهى و داد و ستد درست، فرمان مىداد و مىفرمود: «پيمانه و ترازو را كامل كنيد» و مىفرمود: «در گوشت نَدَميد».
١٤٧٥. مكارم الأخلاق به نقل از عبد اللّه بن عباس: هنگامى كه [ابن عباس] از بصره بازگشت و اموال را آورد و وارد كوفه شد، امير مؤمنان را در بازار، ايستاده ديد كه فرياد مىكرد: «اى مردم! از اين پس، هر كه را مشاهده كنم كه اسبله ماهى، ماهى در آب مرده و مارماهى مىفروشد، با اين تازيانه او را ادب مىكنم»؛ و تازيانه او «سبتيّه»