دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧٥ - ٧/ ٧ پيشوايان اهل سنت
٢٠٦٠. الاعتقاد والهداية به نقل از ابن خُزَيمه[١]: هر كس با اميرمؤمنان على بن ابى طالب در فرمان روايىاش منازعه كند، سركش (باغى) است. اين مطلب را از استادان خويش به ياد دارم. ابن ادريس شافعى نيز همين را گفته است.
٢٠٦١. الفرق بين الفِرَق به نقل از ابو منصور،[٢] در تشريح اصولى كه اهل سنّت بر آنها اتّفاق نظر دارند: آنان، به امامت على ٧ در زمان خودش (پس از سه خليفه) معتقدند و على ٧ را در جنگهايش در بصره، صفّين و نهروان، تأييد مىكنند. آنان درباره جنگ صفّين معتقدند كه: حق با على ٧ بوده است و معاويه و يارانش بر او سركشى كردند. بدين معنا كه در رفتار خود با على ٧ اشتباه كردند؛ ولى با اشتباهشان كافر نشدند.
٢٠٦٢. فيض القدير به نقل از عبد القاهر جُرجانى[٣] (در كتاب الإمامة): فقيهان حجاز و عراق از دو تيره حديثگرا و اهل رأى كه از جمله آنهايند: مالك، شافعى، ابوحنيفه، اوزاعى،
[١]. محمّد بن اسحاق بن خُزَيمَه( ٢٢٣ ٣١١ ق)، حافظ، حجّت، فقيه، شيخ الاسلام، امام الأئمة، ابو بكر سُلَمى نيشابورى شافعى. وى داراى نوشتههاى فراوان است. او از كودكى به تحصيل حديث و فقه پرداخت تا آنجا كه در گستردگى دانش و اتقان، ضرب المثل بود. ابو الحسن دار قُطنى مىگويد: ابن خزيمه، پيشوايى ثابت قدم و بى نظيرى بود( سير أعلام النبلاء: ج ١٤ ص ٣٦٥ ش ٢١٤ و ص ٣٧٢).
[٢]. عبد القاهر بن طاهر ابو منصور بغدادى، ساكن خراسان و صاحب نوشتههاى نو و يكى از شخصيتهاى شافعيان است كه در هفده رشته، تدريس مىكرد و در آنها ضرب المثل بود. وى رئيس صاحب حشمت و ثروتمندى بود و نويسنده كتاب التكملة در رياضى است.
ابو عثمان صابرى مىگويد: استاد ابو منصور از پيشوايان اصول و داراى نوشتههاى بديع و پيشوايى صاحبْ حشمت بود. وى در سال ٤٢٩ ق، در اسفراين از دنيا رفت ... او داراى نوشتههايى در حوزههاى عقلى و انديشهاى بود( سير أعلام النبلاء: ج ١٧ ص ٥٧٢ ش ٥٧٣).
[٣]. ابو بكر عبد القاهر بن عبد الرحمن جُرجانى، شافعى، دانشمندى اشعرى و اهل عبادت و ديندارى بود و در نحو، نمونه بود. وى شرحى مبسوط براى الإيضاح تأليف كرد كه سى جلد بود. او كتاب إعجاز القرآن را در حجم بسيار نوشت و مختصر شرح الإيضاح در سه جلد و نيز كتابهاى العوامل المئة والمفتاح را نوشت و سوره فاتحه را در يك جلد، تفسير كرد. همچنين كتاب العمد فى التصريف و الجمل و كتابهاى ديگرى نوشت. او در سال ٤٧١ ق، فوت كرد و برخى نيز گفتهاند در سال ٤٧٠ ق.( سير أعلام النبلاء: ج ١٨ ص ٤٣٢ ش ٢١٩).