دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣٣ - ٢/ ٦ مروان بن حكم
تا زمانى كه فرزندش عبد اللّه، بزرگ شد و او را تباه ساخت».
عبد اللّه، همان كسى است كه زبير را به جنگْ وا داشت و او كسى است كه رفتن به بصره را در چشم عايشه خوب جلوه داد. او فردى بد دهن و فحّاش بود، با بنىهاشم دشمنى مىورزيد و على بن ابى طالب ٧ را نفرين مىكرد و دشنام مىداد.
٢٠٩١. مروج الذهب به نقل از مساور بن سائب: فرزند زبير، چهل روز خطبه خواند و بر پيامبر ٦ درود نفرستاد و گفت: چيزى مرا از اين كه بر پيامبر خدا درود فرستم، باز نمىدارد، جز اين كه [ممكن است سبب شود] مردانى خود را برتر ببينند.
ابن ابى الحديد، پس از نقل اين روايت مىگويد: در گزارش محمّد بن حبيب و ابو عبيده معمّر بن مثنّى (از قول عبد اللّه بن زبير)، چنين آمده است: او (پيامبر ٦) تعدادى خويشاوند نااهل دارد كه وقتى از پيامبر خدا نام برده مىشود، [مغرورانه] سر مىجنبانند.
٢٠٩٢. مقاتل الطالبيين در شرح حال عبد اللّه بن زبير: او كسى است كه چهل جمعه در خطبهاش بر پيامبر ٦ درود نفرستاد تا اين كه مردم [به عنوان اعتراض] اطرافش جمع شدند. او [در پاسخ به اعتراض آنها] گفت: پيامبر خدا تعدادى خويشاوند نااهل دارد كه اگر بر او درود فرستم يا از او يادى كنم، گردن برمىافرازند و از ياد او احساس عزّت مىكنند و بدان خشنود مىگردند و من دوست ندارم ياد و نام او مايه چشمْ روشنى آنان باشد.
٢/ ٦
مروان بن حكم
مروان بن حَكَم، چهره مرموز، فتنهانگيز و فرصتطلبى بود كه تمايل بسيارى به ايجاد فتنهها و درگيرىها داشت. وى نمونه عينى نفوذيان در يك نهضت است كه