دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧٩ - ٨/ ١١ پرهيزاندن از دشنام
داده بود سنگسار شود، گفت: «شايد بر سرش فرياد كشيدهاى يا او را ترساندهاى؟».
گفت: چنين بود.
فرمود: «آيا از پيامبر خدا نشنيدى كه مىفرمود:" بر اعتراف كننده، پس از شكنجه حدّى نيست. به درستى كه آن كه را دربند كشى يا زندان كنى، يا تهديد كنى، اقرارش [ارزش] ندارد؟"».
گويد: عمر، زن را آزاد كرد. سپس گفت: زنان، ناتواناند كه فرزندى مانند على بن ابى طالب بزايند. اگر على نبود، عمر هلاك مىشد.
١٧٢٩. امام على ٧ از سخنرانىاش در آغاز خلافت: خدا حرامى را حرام كرده كه ناشناخته نيست، و حلالى را حلال كرده كه از عيبْ خالى است، و حرمت مسلمان را بر ديگر حرمتها برترى داده است، و حقوق مسلمانان را با اخلاص و يگانهپرستى پيوند داده است. پس مسلمان، كسى است كه مسلمانان، از دست و زبان او آزارى نبينند، جز آن كه براى حق باشد؛ و آزار مسلمانان روا نيست، مگر آنجا كه واجب شود.
٨/ ١١
پرهيزاندن از دشنام
١٧٣٠. وقعة صفين به نقل از عبد اللّه بن شريك: حجربن عدى و عمرو بن حمق بيرون شدند، در حالى كه برائت و لعن بر شاميان را آشكار مىكردند. على ٧ به آنان پيغام داد كه از آنچه به من خبر رسيده، خوددارى كنيد.
آن دو نزد على ٧ آمدند و گفتند: اى اميرمؤمنان! مگر ما برحق نيستيم؟
فرمود: «چرا».
گفتند: مگر آنان بر باطل نيستند؟
فرمود: «چرا».
گفتند: پس چرا ما را از دشنام دادن آنان، باز داشتى؟
فرمود: «دوست نداشتم شما جزو لعنكنندهها و دشنامدهندهها باشيد كه دشنام