اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٤٩٥ - ١ نظر محقق خويى(رحمه الله)
١) كلام در مانحنفيه درباره دلالت «جمله من الأسماء» است؛ بنابراين، موضوع بحث، خصوص اسم جنس نيست، بلكه جمله من الأسماء است، كه اسماء أجناس را نيز شاملمىشود؛
٢) در اينجا، بحث در اين است كه اين «جمله من الأسماء»، از «مطلق» بهشمار مىآيند، يا از «مطلق» بهشمار نمىآيند؛
٣) ماهيتى كه مورد لحاظ قرار مىگيرد، پنج حالت مىتواند داشته باشد:
الف) ماهيت بما هى هى، كه هيچ چيز، خارج از ذات و ذاتيات ماهيت، مورد لحاظ نباشد. اين ماهيت را، (ماهيت مهمله) مىنامند؛ زيرا هيچگونه تعينى- حتى لحاظ ماهيت-، در ماهيت مورد لحاظ نيست؛
ب) ماهيت، همراه با لحاظ شيئى خارج از ذات آن، آنجا كه اين شىء خارج، عنوان مقسميت نسبت به انواع لحاظ ماهيت همراه با لحاظ شيئى خارج از ذات آن، باشد. اين ماهيت، همان است كه (ماهيت لابشرط مقسمى) ناميده مىشود؛ بنابراين، ماهيت ملحوظه به عنوان مقسم ساير اقسام لحاظ ماهيت، ماهيت لابشرط مقسمى است؛
ج) ماهيت، با لحاظ تجرّد از جميع خصوصيات و عوارض، در ظرف ذهن و وعاء عقل. اين ماهيت را (ماهيت مجرده) يا (ماهيت بشرط لا) مىنامند. ماهيت از اين دست، قابل حمل بر حقايق خارجى نيست، و اين ماهيت است كه متصف به صفات كلى عقلى، از قبيل نوع، جنس، فصل، عرض عام و عرض خاص مىباشد.
د) ماهيت، با لحاظ خصوصيتى از خصوصيات خارجى- خواه وجودى و خواه عدمى-، نظير «انسان عالم» يا «انسان غيرجاهل» و أمثال آن. اين ماهيت را در اصطلاح اصوليان آنجا كه خصوصيت لحاظ شده وجودى باشد «ماهيت مخلوطه»