اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٢٠٤ - تقرير شهيد صدر از نظريه مرحوم آخوند(رحمهما الله)
\* [٢] مرتبه دلالت تصديقى استعمالى:
مقصود دلالت لفظ است بر اينكه كاربرنده و استعمال كننده آن به قصد تفهيم و اخطار معناى آن در ذهن شنونده، آن لفظ را به كار برده است. بنابراين دلالت لفظ در اين مرحله، متوقف بر استعمال قاصدانه است، و اضافه بر دلالت بر معنايى كه بر آن وضع شده (دلالت تصورى)، بر قصد گوينده به تفهيم و اخطار آن معنا در ذهن شنونده نيز دلالت دارد.
اين دلالت، دلالت تصديقى است و از آن به دلالت تصديقى اول يا دلالت تصديقى استعمالى تعبير مىكنيم.
ملاك و سبب دلالت مرتبه دوّم، يعنى دلالت تصديقى استعمالى، قاعدهاى عقلايى است كه مضمونش چنين است: هر عاقلِ با اختيار و شعورى، اگر لفظى را در مقام تكلم و تفاهم با ديگران به كار برد، مىخواهد معناى آن لفظ (معناى موضوعله يا مدلول تصورى لفظ) را به مخاطب خويش بفهماند. يا به تعبيرى ديگر قصد اخطار و تفهيم معناى موضوعله لفظ را دارد. اين قاعده عقلايى، همان است كه از آن به اصالةالحقيقة تعبير مىشود؛ زيرا اصالةالحقيقة عبارت است از اينكه هر گوينده عاقل و مريدى، اگر لفظى را به كار برد قصد تفهيم و اخطار معناى موضوعله آن را دارد.
\* [٣] مرتبه دلالت تصديقى جدى:
لفظى كه به وسيله متكلم مريد و عاقلى در مقام تفهيم و تفاهم به كار مىرود، اضافه بر دلالت تصورى يعنى ايجاد صورت معناى لفظ در ذهن شنونده، و نيز افزون بر دلالت تصديقى اول (دلالت استعمالى) يعنى دلالت بر اينكه متكلم با استعمال لفظ قصد تفهيم و اخطار معناى آن را در ذهن شنونده دارد (يعنى متكلم با قصد تفهيم مدلول تصورى لفظ به مخاطب، آن را به كار برده است) افزون بر اين دو مرتبه از دلالت، بر مرتبهاى سوم نيز دلالت دارد و آن اين است: معنايى را كه متكلم به وسيله استعمال لفظ به شنونده فهمانده