اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ١٢٨ - \* گونههاى كثرت در صيغه جمع مدخول«كل»
ماده، قرينه بر اراده افراد طبيعت است. بنابراين دخول «كل» بر ماده «كتاب» و «فقير»، معناى «كل كتاب» و «كل فقير» را مىرساند و بدين لحاظ تركيب «كل الكتب» يا «كل الفقراء» به لحاظ ماده مدخول «كل» دلالت بر استيعاب افرادى دارد؛
٢) كثرت افرادى مدلول صيغه جمع؛ زيرا صيغه جمع دلالت بر صرف الاجتماع اجزاء دارد. يعنى بر هيئت اجتماعيهاى دلالت دارد كه اجزاء آن را افراد «ماده جمع» تشكيلمىدهند و اين هيئت اجتماعيه مصاديق فراوان و گوناگونى چه از نظر كيفى و چه از نظر كمى دارا مىباشد؛
هرجا «كل» بر ذات صيغه جمع مجرد از الف و لام داخل شود، صيغه جمع نظير «فقراء» از نظر دلالت بر هيئت اجتماعيه افراد فقير، حكم اسم جنس را دارد كه دال بر طبيعت صرف است. بدين معنى كه صيغه جمع نيز در اينجا بر صرف هيئت اجتماعيه دلالت دارد كه قابل انطباق بر تمام هيئات اجتماعيه عارضه بر «ماده جمع» مىباشد و به همين دليل معناى «اكرم كل فقراء» يا «اقرأ كل كتب»- به فرض آنكه چنين تركيبى صحيح باشد- استيعاب افرادى هر يك از مصاديق هيئات اجتماعيه بوده و به معناى «اكرم كل جمع جمع من جموع الفقراء» يا «اقرأ كل مجموعة مجموعة من الكتب» است.
آنجا كه الف و لام بر صيغه جمع وارد شود و مدخول «كل» جمع محلى به الف و لام باشد، كثرت ناشى از تعداد افراد جمع منتفى مىشود؛ زيرا «الف و لام» دلالت بر تعين مدخول خود دارد. بنابراين مفاد صيغه جمعى كه مدخول الف و لام است، متعين خواهد بود. اين تعين در آنجا كه عهدى در كار باشد، تعين همان جمع معهود خواهد بود و آنجا كه عهدى در كار نباشد، اعلى مراتب الجموع- كه تعين بالذات دارد- مدلول «الف و لام» خواهد بود، چنانكه گفته شد.
٣) كثرت اجزايى مدلول صيغه جمع.