اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ١٢٠ - مقدمه
بنابراين، آنجا كه مؤونه زائدهاى كه دلالت بر افراد مدخول كند در كار نباشد، مفاد «كل» عموم اجزايى است نظير «اقرأ كل الكتاب» و آنجا كه قرينه و مؤونهاى كه بر افراد مدخول دلالت كند، نظير تنوين در كار باشد، مفاد «كل» عموم افرادى خواهد بود، نظير «اقرأ كل كتاب»؛ زيرا تنوين تنكير كه افاده بدليت افرادى مىكند، استيعاب را كه مفاد «كل» است به استيعاب افرادى بدل مىكند.
از همين جا معلوم مىشود كه مفاد «كل» آنجا كه بر لفظ دالّ بر جمع يا اسم جمع وارد شود، دلالت بر عموم اجزايى مدخول خود- كه معناى جمع است- مىكند؛ زيرا در جمع، دو گونه كثرت متصور است؛ كثرت به لحاظ افراد و كثرت به لحاظ مراتب جمع كه كثرت اجزايى است. ظاهر اين است كه در موارد دخول «كل» بر جمع يا اسمجمع و همچنين اسماءاعداد معرف به لام نظير: «العشرة» كه در حكم اسم جمع است، مفاد «كل» عموم اجزايى به لحاظ مراتب جمع و اجزاء «العشرة» است، نه عموم افرادى تا در مثال «اكرم كل العلماء» بر اكرم كل واحد واحد من العلماء دلالت كند يا در مثال «اكرم كل العشرة» بر اكرم كل عشرة عشرة دلالت كند.
ان قلت: در وجدان لغوىعرفى در مثل «اقرأ كلالكتب يا كلالكتب العشرة» استثناء فرد سائغ است چنانكه گوييم «اقرأ كلالكتب يا كلالكتب العشرة إلا هذاالكتاب» كه اين شاهدى است بر اينكه عموم در مستثنىمنه عموم افرادى است؛ زيرا اگر عموم اجزايى بود، چنين استثنائى جا نداشت، چون در اين صورت تناسبى بين مستثنى و مستثنىمنه برقرار نبود.
افزون بر اين، وجدان لغوى عرفى نيز شاهد است كه استثناى جزء، از اين مستثنىمنه سائغ نيست؛ زيرا نمىتوان چنين گفت «اقرأ كل الكتب» يا «اقرأ كل الكتب العشرة إلا هذه الصفحة» كه نشانه ديگرى است بر اينكه در مستثنى منه، عموم اجزايى لحاظ نشده است و گرنه استثناء جزء ناپسند و ناصواب تلقى نمىشد.