اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٨٦ - مقدمه هفتم تفاوت معقولات ثانيه اصولى با منطقى و فلسفى
بطلان اين بيان از آنچه گفتيم روشن شد و معلوم گرديد كه اصولًا از نظر مصداق ذهنى، ميان مفهوم اسمى و مفهوم حرفى تباين وجود دارد و مفهوم حرفى مربوط به مفهوم نسبت در قضيه ذهنيه درجه يك يا به تعبيرى «معقول اول» است و مفهوم اسمى مربوط به مفهوم نسبت در قضيه ذهنيه درجه دو يا «معقول دوم» مىباشد.
مقدمه ششم: تعقل ثانى در معانى:
بنابر آنچه گفتيم، معناى معقول دوم حرف، معنايى اسمى است و در نتيجه معنايى كلّى است كه بر همه مصاديق متشابه معناى حرفى معقول اول صدق مىكند. مثلًا ظرفيت به معناى اسمى- كه همان معقول ثانى ظرفيت به معناى نسبى و حرفى است- بر همه معانى نسبى ظرفى كه بهوسيله «فى» در بين جمله بر آنها دلالت شده و به ذهن مىآيند، صادق و منطبق است. درست به همين دليل است كه وضع در حروف از طريق همين معناى كلى وضع عام و موضوعله عام مىباشد.
مقدمه هفتم: تفاوت معقولات ثانيه اصولى با منطقى و فلسفى:
از آنچه گفتيم معناى معقول ثانى اصولى و تفاوت آن با معقول ثانى منطقى و نيز فلسفى معلوم شد. وجه اشتراك معقول ثانى اصولى با معقول ثانى منطقى اين است كه در هر دو، اتصاف و عروض ذهنى است، به خلاف معقول ثانى فلسفى كه عروض آن فىالذهن و اتصاف به آن فىالخارج است، و وجه اختلاف معقول ثانى اصولى با معقول ثانى منطقى اين است كه ثانويت معقول دوم اصولى به لحاظ نگاه دوم است نه به لحاظ معقوليت دوم؛ زيرا معقول اول اصولى، همان معناى جزئى حرفى ذهنى است كه با معناى جزئى حرفى خارجى متحد است. و لهذا از ديدگاه منطقى، معقول اول به شمار نمىآيد- چون معقول اول منطقى كلى است- لكن از ديدگاه اصولى كه مقصودش از معقول اول، لحاظ اول يا نگاه اول است معقول اول به شمار مىآيد. معقول ثانى اصولى بدين معنى، با نوعى از آنچه منطقيان آن را معقول ثانى مىشمرند مطابقت دارد، و آن معقولى است كه نظير جزئيت باشد. جزئيت را منطقيان معقول ثانى منطقى مىشمرند