اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٨٤ - مقدمه پنجم تباين مفاهيم اسمى و حرفى در ذهن
از دست مىدهند، و تنها به لحاظ حالتى كه در تصور اول دارند به آنها وصف كاشفيت و حكايت داده مىشود. در حقيقت، ذهن پس از اينكه به صور حاكيه تشكيل دهنده قضيه ذهنيه اولى به نگاه دوم نگريست، مىداند كه اين قضيه، همان قضيهاى است كه در نگاه اول، حاكى از قضيه خارجيه است و لذا به اين قضيه و به اجزاى آن، وصف حكايت و كاشفيت را به لحاظ تصور اول مىدهد. نه اينكه در اين تصور دوم، وصف كاشفيت و حكايت، ذاتاً و واقعاً بر اين قضيه بار شود.
در اينجا تذكر اين نكته لازم است كه قضيه ذهنى دوم، از قضيه ذهنى اول حكايت مىكند و اينكه گفتيم قضيه ذهنى اول وصف حكايت خود را از دستمىدهد، منظور در نگاه قضيه دوم است. يعنى قضيه اول از نگاه قضيه ذهنى دوم، حاكى از خارج نيست بلكه خود محكىعنه است.
مقدمه پنجم: تباين مفاهيم اسمى و حرفى در ذهن:
از آنچه گفتيم اشكالى كه در نظريه مرحوم آخوند وجود دارد كاملًا برجسته مىشود. اشكال عمده نظريه ايشان خلط بين قضيه ذهنيه با تصور اول، با قضيه ذهنيه با تصور دوم است. اينكه مرحوم آخوند مىفرمود: «ظرفيت به لحاظ آلى، حرف است و به لحاظ استقلالى، اسم يا مفهوم اسمى است»، ناشى از خلط بين ظرفيت درتصور اول و ظرفيت در تصور دوم است. وقتى قضيه ذهنيه «زيد فى الدار» با تصور اول در ذهن حضور مىيابد، همه اجزاى آن- چه ظرفيت و چه دو طرف آن يعنى «زيد» و «دار»- حاكى از خارجند؛ زيرا اقتضاى نخستين هر صورت ذهنى و قضيه ذهنى، حكايت از محكىعنه خود است.
در اين تصور نخستين، مفهوم ظرفيت با همان حالتى كه در خارج دارد- يعنى حالت ربطىبودن و عين تعلّق به طرفين بودن- در ذهن حضور دارد. در اين تصور، نسبت ظرفيت ذهنى با نسبت ظرفيتى كه در خارج بين «زيد خارجى» و «دار خارجى» برقرار است متحد استو جداى از آن ديده نمىشود. لكن در تصور دوم،