اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٨٢ - مقدمه چهارم نگاه اولى و ثانوى به قضاياى ذهنى
مقدمه سوم: تطابق قضيه ذهنيهمتكلم با سامع:
بنا بر نظريه استاد شهيد مبنى بر تباين نسبت ذهنى با نسبت خارجى و نيز نسبت در ذهن سامع با نسبت در ذهن متكلم، رابطه بين قضيه ذهنيه و قضيه خارجيه از يكسو، و قضيه ذهنيه متكلم با قضيه ذهنيه سامع از سوى ديگر، كاملا منقطع است. بنابراين، راهى براى توجيه كاشفيت و حكايت قضيه ذهنيه از قضيه خارجيه و نيز اتحاد قضيه ذهنيه متكلم با قضيه ذهنيه سامع و در نتيجه، انتقال معلومات متكلم به سامع وجود ندارد. در حالى كه بر مبناى تفسيرى كه از معناى حرفى بر اساس نظريه حكايت ارائه مىكنيم، قضيه ذهنيه با قضيه خارجيه كاملًا متحدند؛ زيرا قضيه ذهنيه، حاكى بالذات از قضيه خارجيه است و لازمه حكايت، اتحاد در ماهيت و اختلاف در ظرف وجود است.
قضيه ذهنيه متكلم با قضيه ذهنيه سامع نيز كاملا متحدند؛ زيرا به وسيله الفاظى كه قضيه ذهنيه متكلم را به ذهن سامع منتقل مىكنند، قضيهاى ذهنى در ذهن سامع به وجود مىآيد كه حاكى از قضيه خارجيه است. يعنى همان قضيه خارجيهاى كه قضيه ذهنيه متكلم از آن حكايت مىكرد. بدينوسيله همان قضيهاى كه متكلم در ذهن داشت، با همان خاصيت حكايتگرى از قضيه خارجيه به ذهن سامع منتقل مىشودو بدين ترتيب نه تنها تطابق قضيه ذهنيه با قضيه خارجيه تأمين مىشود، بلكه تطابق قضيه ذهنيه متكلم با قضيه ذهنيه سامع نيز حقيقت پيدا مىكند. در نتيجه، نه تنها كشف از خارج تحقق پيدا مىكند، انتقال معلومات از گوينده به شنونده نيز امكانپذير مىشود.
مقدمه چهارم: نگاه اولى و ثانوى به قضاياى ذهنى:
قضيه ذهنيه «زيد فى الدار» قضيهاى است كه از قضيه خارجيه «زيد فى الدار» حكايت مىكند. اين قضيه ذهنيه را مىتوان قضيه ذهنيه اولى ناميد؛ زيرا صور ذهنيهاى كه اين قضيه از آنها تشكيل شده است همگى بلاواسطه حكايت از مابهازاى خارجى خود مىكنند. «زيد ذهنى» حاكى از «زيد خارجى» و «دار ذهنى» حاكى از «دار خارجى» و «نسبت ظرفيت ذهنى» از «نسبت ظرفيت خارجى» حكايت مىكند.