اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٨١ - مقدمه دوم تبعيت حاكى از محكى عنه
صور ذهنى از آن وجود خارجى حكايت مىكنند و آنجا كه ظرف وجود محكىعنه در ذهن باشد، از وجودى كه در ذهن است حكايت مىكنند.
مقدمه دوم: تبعيت حاكى از محكى عنه:
آنجا كه صورتى ذهنى از متعلق خود حكايت مىكند، همه خواص ماهوى محكىعنه خود را علىالحكايه دارا خواهد شد؛ زيرا طبيعت حكايت اين اقتضا را دارد.
بنابراين، صورتى كه در ذهن از معناى مستقلى نظير «زيد» حاضر مىشود، به تبع معناى محكىعنه يعنى «زيد موجود در خارج»، معناى مستقلى خواهد بود. معناى چنين استقلالى اين است كه چون صورت «زيد» از معناى خارجى آن- كه معنايى است با وجود مستقل غير ربطى در عالم خارج- حكايت مىكند، صورت آن نيز طبيعتاً به تبع معناى محكىعنه خويش، مستقل خواهد بود و استقلال تبعى دارد. استقلال مذكور هرگز به معناى لحاظ استقلالى به اين مفهوم نيست؛ زيرا در اين صورت اين توهم پيش مىآيد كه فرق بين معناى اسمى با معناى حرفى، همان لحاظ استقلالى به مفهوم اسمى و لحاظ إلى به مفهوم حرفى است، در حالى كه اين توهم صحيح نيست.
در قضيه ذهنيه «زيد فى الدار» همانگونه كه صورت «زيد» از معناى خارجى زيد كه وجودى مستقل و غير رابط است حكايت مىكند، صورت «دار» نيز به همان نحو از وجود استقلالى غير ربطى «دار» در خارج حكايت مىكند.
در اينجا اگر مفهوم رابطى وجود نمىداشت كه عين ربط خارجى ميان «زيد» و «دار» را حكايت كند، هيچگاه قضيه ذهنيه «زيد فى الدار» شكل نمىگرفت. لكن صورتى از معناى نسبى «فى» همراه با دو صورت «زيد» و «دار» در ذهن حضوريافته كه از همان نسبت خارجى بين «زيد» و «دار» در خارج حكايت مىنمايد. در نتيجه اين حكايت، قضيه ذهنيه «زيد فى الدار» شكل مىگيرد، كه دقيقاً از وجود خارجى محتواى اين قضيه كه متشكل از دو معناى اسمى مستقل و يك معناى رابط است حكايت مىكند.