اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٦٤ - بخش اول حروف تحصيصى
معانى هر دسته از حروف با دسته ديگر متفاوت است و لذا در تفسير معانى حروف لازم است اين دو دسته را از يكديگر جدا كنيم، و به همين سبب، تبيين معانى حروف را در دو بخش قرار مىدهيم، و در بخش اول به تبيين معانى دسته اول، و در بخش دوم به تبيين معانى دسته دوم مىپردازيم.
بخش اول: حروف تحصيصى:
آن دسته از حروفند كه براى دلالت بر تحصيص و تضييق معانى اسميه وضعمىشوند. اين تحصيص و تضييق را در چند بند ذيل توضيح مىدهيم:
١) مفاهيم اسمى به هر نحو كه باشند- خواه مفاهيم عامه يا خاصه و خواه مفاهيم كلى يا جزئى- حِصَص و تقسيمات و احوال و اوضاع فراوانى دارند كه بدون افزودن عنصرى ديگر، دلالت بر آنها و ابراز تعلق اراده نفسانى به آنها ممكن نيست. مثلًا براى هر يك از «زيد» و «دار»، حصص و حالاتى متصور است، از جمله زيد مىتواند درون «دار» باشد و مىتواند جاى ديگرى باشد. «دار» نيز مىتواند ظرف وجود «زيد» باشد و مىتواند نباشد؛
٢) بنابر آنچه گفته شد نياز تفهيم و تفاهم ايجاب مىكند واضع حكيم براى تفهيم حصص و خصوصيات مفاهيم اسمى، براى هر نوع از انواع تخصيص يا تحصيص، دالّى وضع كند تا در موارد قصد تفهيم آن حصه يا خصوصيت، از آن دال بهره جسته و بهوسيله آن، خصوصيت و حصه مقصود از معناى اسمى را به سامع تفهيم كند. آنچه به عنوان دالّ بر تحصيص معانى اسميه و به عنوان مبرز اراده نفسانى متعلق به حصه و خصوصيت معناى اسمى، توسط واضع يا واضعين براى افاده تحصيص و تخصيص معناى اسمى وضع شده است، يكى از دو دالّ است «حروف» و «هيئات». بهوسيله اين دو دسته از دوالّ مىتوان نياز به تفهيم و ابراز همه انواع تحصيصات و تخصيصات معانى اسميه را پاسخ گفت.