اصول فقه نوين - اراکی، محسن - الصفحة ٥٦ - بخش اول حروف حكايى
١) حروف حكايى، كه عملكرد آنها حكايت از معناى خارجى ربطى است؛
٢) حروف ايجادى، كه عملكرد آنها ايجاد معناى ربطى است نه حكايت از معناى ربطى خارجى.
بخش اول: حروف حكايى:
ايشان براى تبيين قسم اول يعنى حروف حكايى مقدمهاى ذكر مىنمايند. حاصل مقدمه آن بزرگوار چنين است.
موجودات امكانيه بر سه دستهاند:
١. موجوداتى كه تام الماهية والوجوداند يا به تعبيرى ديگر مستقل الماهية والوجوداند، يعنى نه در وجود خارجى و نه در وجود تعقلى ذهنىشان نياز به موضوع يا محل ندارند. اين دسته از موجودات امكانى را «جواهر» مىناميم، نظير انسان؛ حجر؛ شمس؛ قمر و ... اين موجودات نه در وجود خارجىشان متوقف يا عارض بر موضوعاند و نه در صورت ذهنىشان نياز به موضوع ذهنى دارند. از اين دسته از موجودات به موجودات فىنفسه و لنفسه تعبير مىكنيم.
٢. موجوداتى كه تام الماهية و غير تامّ الوجوداند يا به تعبيرى ديگر مستقل الماهية و غير مستقل الوجوداند يعنى در وجود خارجى نيازمند موضوعاند و بدون موضوع يا محل، وجود خارجى آنها ممكن نيست با اين وجود، در عالم ذهن، تصور ماهيت آنها بدون نياز به تصور محل و موضوع آنها ممكن است. از اين دسته از موجودات امكانى به «اعراض» تعبير مىكنيم نظير بياض؛ سواد؛ حرارت؛ برودت و امثال اينها.
٣. موجوداتى كه غير تام الماهية و الوجوداند، يعنى در عين آنكه نصيبى از وجود دارند لكن نه در عالم وجود خارجىو نه در عالم وجود ذهنى، قابليت تقرر و تحقق استقلالى ندارند. اين دسته، نيازمند محل و موضوعى هستند تا با تكيه بر آن بتوانند در خارج يا در ذهن بهرهاى از تقرر و تحقق و وجود بيابند. اين دسته از موجودات همان نسب و اضافاتند كه معانى حروف از اين قبيلاند.